است . پس آنگاه انقلاب اجتماعى است كه ساخت جامعه را دگرگون كند و اما اگر ساخت جامعه همان باشد كه بوده است و در عين حال بهبودهايى به وضع جامعه داده شود اصلاح در آن جامعه صورت گرفته و انقلاب صورت نگرفته است .
در حالت روحى يك فرد هم همين طور است . مثلا مىبينيد كه جوانى وضع امسالش از وضع سال گذشتهاش بهتر است ، بهبودى به وضع روحى و اخلاقى و رفتار خودش داده است . مثلا سابقا كمى بىادبتر و بىتربيتتر رفتار مىكرد ، به بزرگترها سلام نمىكرد ، اخم مىكرد ، حالا اخلاق بهترى پيدا كرده است . ولى يك وقت بعضى از افراد ، انقلاب و دگرگونى روحى پيدا مىكنند و گويى اين آدمِ سال گذشته نيست ، تمام نظامات حاكم بر روح اين فرد عوض مىشود ؛ و توبه يعنى همين . در اصطلاح شرعى و اسلامى ، توبه آن است كه انسان يك دگرگونى بنيادى در وضع روحى خودش به وجود آورد . الان دربارهء توبه نمىخواهم بحث كنم ، شايد يك شب به طور مستقل دربارهء اين حالت عجيب روحى بشر صحبت كنم « 1 » .
انقلاب روحى ، مقدمه انقلاب اجتماعى
حال آيا ممكن است جامعهاى انقلاب كند ، نظامات اجتماعى حاكم بر آن جامعه را دگرگون كند بدون آن كه خود آن مردم از نظر روحيه و شخصيت روحى دگرگون شده باشند ؟ اين خودش مسألهاى است . آيا مىتواند مردمى همان مردمى باشند كه ده سال پيش بودهاند ولى انقلاب كردهاند و وضع جامعه را عوض و دگرگون كردهاند - يا مىخواهند چنين كنند - بدون آن كه افراد عوض شده باشند و يك دگرگونى بنيادى در روحيه افراد پيدا شده باشد ؟ اين امكان ندارد . اگر ما مردمى را ديديم كه دگرگونى بنيادى در روحيهء آنها پيدا نشده است حق داريم در انقلاب اجتماعى آنها شك كنيم و يا چندان به آيندهء انقلاب آنها اميدوار نباشيم .
از نظر نظامات اجتماعى هنوز انقلاب ما نارس است يعنى مرحله اول و قدم اول را طى كرده ؛ يك نظام سياسى را برداشته و در حال برقرار كردن يك نظام سياسى ديگر است ؛ تا برسيم به ساير نظامات اجتماعى ، كه دربارهء آنها در همين جلسات در نظر است بحث كنيم .
هامش
( 1 ) . [ علاقهمندان مىتوانند به كتاب آزادى معنوى اثر استاد شهيد مراجعه نمايند . ]