تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩

ريشه‌هاى انقلاب اسلامى

« اصلاح » و « انقلاب »

معمولا تغييراتى كه در يك جامعه در جهت خير و صلاح آن جامعه صورت مىگيرد اگر جزئى باشد و بنيادى نباشد يعنى اگر آن جامعه از نظر بنياد و ساخت اصلى و نظامات حاكم همان طورى كه بوده ، باشد ولى در عين حال تغييراتى هم در او داده شود ، اصطلاحا آن را « اصلاح » مىگويند . مصلح به حسب اصطلاح امروز يعنى فردى كه ساخت جامعه را دگرگون نمىكند ولى در عين حال به وضع جامعه بهبود مىبخشد . ولى انقلاب بر عكسِ اصلاح عبارت است از دگرگونى و تغييرى بنيادى كه ساخت جامعه را به كلى عوض مىكند . مثلا دو گونه مىشود وضع يك ساختمان را در جهت « خوبى » تغيير داد . يكى اين كه بنياد آن همين طورى كه هست باشد ولى در وضع ديوارها ، سقف ، اتاقها ، درها و كف تغييراتى داده شود ، چنان كه مىتوان وضع يك بناى كهنه مثلا يك مسجد دويست سال پيش را عوض كرد ، ديوارها را تراش داد و به آنها سنگ نصب كرد ، وضع سقف و كف را عوض كرد ، شبستانها را به شكلى توسعه داد ؛ نظير آنچه در مسجد گوهرشاد مشهد انجام شد . ولى يك وقت هست كه يك ساختمان را از بيخ و بن خراب مىكنند و به جاى آن يك ساختمان جديد با يك وضع جديد و با يك سبك و استيل جديد مىسازند . جامعه همچنين