اسلام معنويت محض نيست
اسلام چنين دينى است ، روحانيت محض نيست كه بگوييم اين انقلاب چون جنبه روحانى دارد پس جنبه اسلامى هم دارد . نه ، همه جنبههايش آميخته به جنبه اسلامى بود . اگر ما مىگوييم انقلاب ايران يك انقلاب اسلامى بود معنايش اين نيست كه يك انقلابِ فقط روحانى و معنوى و راجع به حالات معنوى انسان بود .
چون امكان عبادتها و نيايشها به درستى نبود و درب مساجد بسته بود مردم طغيان كردند . نه ، انقلاب اسلامى يعنى انقلابى كه همهجانبه بود و اسلام در همهء جوانبش نفوذ داشت . از جنبه محرومين هم رنگ اسلامى داشت و لهذا خود مرفّه با محروم در اين انقلاب شركت داشت و به استقبال محروم مىآمد ، مرفّه و محروم هماهنگ با يكديگر حركت مىكردند . انقلابى بود كه توانست از گروه مخالف سرباز جذب كند و به اين طرف بياورد چون انقلابى بود كه مىتوانست وجدانهاو فطرتها را در اعماق ضمير مردم به حركت درآورد .
ما تا انقلاب خودمان را دقيق نشناسيم ، تا تمام ابعاد اين انقلاب را نشناسيم نمىتوانيم آن را در آينده حفظ و نگهدارى ، رهبرى و هدايت كنيم . اگر نشناسيم ، يك وقت مىبينيم دانسته يا ندانسته تحريفش كردهايم . مگر انقلاب صدر اسلام را بنىاميه با يك تردستى تحريف نكردند ؟ يك انقلاب صد در صد اسلامى كه چيزى كه در آن وجود نداشت ريشههاى قومى و نژادى و خونى بود ، يك وقت ديديم آن را به يك انقلاب قومى و نژادى و خونى تبديل كردند و گفتند اين ، انقلاب عرب بود عليه غير عرب ، براى سيادت عرب بر غير عرب بود ؛ يعنى يك تحريف .
پروردگارا دلهاى ما به نور ايمان منوّر بگردان ، ما را قدردان نعمتها و موهبتها بالخصوص موهبتهاى اجتماعى كه اخيرا عنايت فرمودهاى قرار بده ، مسلمين را هرچه بيدارتر بگردان ، مسلمين را از اين كه هر نوع گرايش انحرافى پيدا كنند محفوظ و مصون نگه بدار ، اين وحدت و الفت و اتفاق را در ميان مسلمانان محفوظ و باقى نگه بدار .