راديو و تلويزيون با تو مناظره كنم .
اين ، كار صحيح است والّا اگر ما جلو فكر را بگيريم اسلام و جمهورى اسلامى را شكست دادهايم . ولى اين غير از مسئله اغفال و اغواست . اغفال و اغوا يعنى كارى توأم با دروغ ، تبليغات دروغين كردن . مثلا آيه يا جملهاى مطرح است ، انسان اين سرش را ببُرد آن سرش را هم ببُرد و قسمتى را اضافه كند ، بعد بيايد همان را در ميان مردم بگويد . يا از مسائل تاريخى قسمتهايى را بگويد قسمتهايى را حذف كند .
دروغ گفتن ، اغفال كردن هيچ وقت نمىتواند آزاد باشد . اين كه در اسلام خريد و فروش كتب ضَلال حرام است و اجازه نشرش هم داده نمىشود ، كتب ضلال يعنى كتب اغفال ، كتابى كه اساسش بر دروغگويى است . مثلا نويسنده تاريخ را تحريف مىكند يا چيزى را به صورت علمى مىگويد در صورتى كه وقتى جلو يك عالم مىگذاريم معلوم مىشود او حتى علم را تحريف كرده .
پس آينده ما آنوقت محفوظ خواهد ماند كه عدالت را حفظ كنيم ، آزادى را حفظ كنيم ، استقلال را حفظ كنيم ، استقلال سياسى ، استقلال اقتصادى ، استقلال فرهنگى يا استقلال فكرى ، استقلال مكتبى . من روى مسئله استقلال سياسى و استقلال اقتصادى بحثى نمىكنم ولى روى مسئله استقلال فكرى و استقلال فرهنگى و به تعبير خودم استقلال مكتبى مايلم زياد تكيه كنم .
3 . حفظ استقلال مكتبى
انقلاب ما وقتى پيروز خواهد شد كه ما مكتب و ايدئولوژى خودمان را به دنيا معرفى كنيم يعنى جمهورى اسلامى ايران آنوقت موفق خواهد شد كه بر اساس يك تز ، يك ايدئولوژى كه همان ايدئولوژى اسلامى است ادامه پيدا كند . اگر اين مكتب و ايدئولوژى ، اسلامى محض باشد - يعنى اگر استقلال مكتبى داشته باشيم ، واقعا آنچه كه از اسلام خودمان است همان را بيان كنيم ، خجلت و شرمندگى در مقابل ديگران نداشته باشيم - ما در آينده موفق خواهيم بود . اما اگر بنا بشود كه يك مكتب التقاطى به نام اسلام درست كنيم ، برويم ببينيم كه فلان فرد ، فلان گروه ، فلان مكتب چه مىگويد ، يك چيزى از ماركسيسم بگيريم يك چيزى از اگزيستانسياليسم بگيريم يك چيزى از سوسياليسم بگيريم يك چيزى هم از اسلام بگيريم بعد يك آش شله قلمكارى درست كنيم و بگوييم اين است مكتب اسلام ، اين براى مدت موقت ممكن است مفيد واقع شود [ ولى براى هميشه نه ، ] چون در مدت موقت افراد نمىدانند ؛