تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بگذاريد آنها در باره اقتصادى كه خودشان مطرح مىكنند حرفشان را آزادانه بزنند ما هم حرف خودمان را آزادانه بزنيم . بگذاريد آنها تفسير خودشان را در باره انسان ، تاريخ و جامعه آزادانه بگويند ما هم حرفمان را بزنيم . و در اين زمينه است كه اسلام بيشتر رشد مىكند .

پيشنهاد به دانشكده الهيات

من در چند سال پيش - شايد سال 54 - پيشنهادى را مطرح كردم . در دانشكده الهيات مردى بود كه ماترياليست بود و نه تنها در آنجا بلكه در جاهاى ديگر هم مىرفت سر كلاسها و تبليغات ماترياليستى و ضد اسلامى مىكرد . دانشجويان اعتراض مىكردند . كم كم يك نوع تشنجى در دانشكده پيدا شد . من چند بار حضورى با آن آدم مطرح كردم ، بعد هم در نامه‌اى به طور رسمى به دانشكده نوشتم « 1 » كه به عقيده من لازم است در همين دانشكده كه دانشكده الهيات است يك كرسى ماترياليسم ديالكتيك تأسيس شود و استادى كه هم وارد در اين مسائل باشد و هم معتقد به ماترياليسم ديالكتيك باشد بيايد حرفش را بزند . من با اين موافقم اما اين كه فردى دزدكى بيايد به صورت تبليغ يعنى به صورت اغواء [ مطالبى بر ضد اسلام بگويد ، ] تا چشمش به چهار تا بچهء بىسواد جاهل بيفتد به شكل اغفال بگويد مىدانى اسلام در فلان موضوع چنين حرفى گفته ؟ ! [ و ذهن او را مشوش كند ، اين آزادى نيست . ] من به او گفتم چرا حرفت را به چهار تا بچه‌اى كه اطلاع ندارند مىزنى ؟ بيا با من در ميان بگذار . اگر مايل هستى در حضور بچه‌ها باشد من هم مىآيم سر كلاس ، تو هم بيا ، تو حرفهايت را بزن من هم حرفهايم را مىزنم . و اگر مايل هستى جمعيت بيشترى باشد ، استادهاى اين دانشكده و استادهاى ديگر دانشگاه را دعوت مىكنيم ، دانشجويان هم بيايند ، در يك مجمع عمومى چند هزار نفرى تو حرفهايت را بزن من هم حرفهايم را مىزنم . گفتم با اين كه من به هيچ قيمتى حاضر نيستم در راديو و تلويزيون حاضر شوم « 2 » ولى براى اين كار من حاضرم در
هامش
( 1 ) . [ اين نامه در كتاب سيرى در زندگانى استاد مطهرى ( انتشارات صدرا ) چاپ شده است . ] ( 2 ) . زمان رژيم گذشته بود .