تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
از منكر يعنى اگر وضع حاكم وضع نامطلوب و غير اسلامى بود تو نبايد تسليم وضع بشوى و تمكين وضع بكنى ؛ تو بايد براى طرد ، نفى و انكار اين وضع جهت برقرار ساختن وضع مطلوب و ايده‌آل كوشش كنى . جهاد هم همين طور است . مسيحيت كه اساسش بر تسليم و تمكين است قرنها از اسلام انتقاد مىكرد كه اسلام چه دينى است ! در دين كه نبايد شمشير و جهاد باشد ، دين بايد دم از صلح و صفا بزند ، دين بايد بگويد اگر به طرف راست صورتت سيلى زدند طرف چپ صورتت را پيش بياور . ولى اسلام هرگز چنين منطقى ندارد . اسلام مىگويد افْضَلُ الْجِهادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ امامٍ جائِرٍ « 1 » ( من در يك جا نوشته‌ام كه همين جمله كوتاه چقدر حماسه در دنياى اسلام آفريده ! ) يعنى با فضيلت‌ترين و برترين جهادها اين است كه انسان در برابر يك پيشواى ستمگر دم از عدل بزند و سخن عدل را مطرح كند . سخن عدل را مطرح كردن يعنى نفى و انكار او و اعتراض به او . اگر در مكتبى عنصر تعرض و تهاجم نسبت به ظلم و ستم و اختناق وجود داشته باشد اين مكتب مىتواند بذر انقلاب را در ميان مردم خود بكارد . خوشبختانه به قدر كافى اين بذر در ميان ما پاشيده شده است بعد از آن كه سالها بلكه قرنها بود كه جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه در ميان ما فراموش شده بود . يادم هست در اوايلى كه جلسات انجمن اسلامى مهندسين تشكيل شده بود من بحثى راجع به امر به معروف و نهى از منكر كردم ، بعد رفتم در تاريخچه اين مطلب مطالعه كردم ، براى من يك امر شگفت انگيزى پيدا شد كه همان وقت مطرح كردم و واقعا براى من اسباب تعجب شد كه چرا در اين دويست سال اخير امر به معروف و نهى از منكر از رساله‌هاى ما برداشته شده در صورتى كه در كتابهاى فقهى عربى و فارسى ( رساله‌هاى فارسىِ ) ما تا دويست سال پيش [ مطرح بوده است . ] وقتى كه رساله مىنوشتند اگر از وضو و غسل و تيمم شروع مىكردند ، بعد به ترتيبْ نماز ، روزه ، زكات ، خمس ، حج ، جهاد و امر به معروف و نهى از منكر بود و بعد وارد مسائل معاملات مىشدند . ما وقتى [ به كتابهاى فقهى قرون اخير ] نگاه مىكنيم مىبينيم از دويست سال پيش‌گويى بحث درباره جهاد و امر به معروف و نهى از منكر خود به خود در اذهان يك امر زائد تلقى شده . همين طور كه ديگر در
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 / ص 60 .