كردن است ) يعنى يك انقلاب همه جانبه اسلامى است ، يعنى روح اين انقلاب را چه از جنبه مادى چه از جنبه آزاديخواهانه و چه از جنبههاى ديگر ، اسلام تشكيل مىدهد ، در اين صورت تداومش هم در آينده بايد بر همين مبنا و اساس باشد يعنى همه ما بايد كوشش كنيم آن را اسلامى كنيم ولى نه اسلامىِ يك جانبه . اسلامى باشد نه مشترك و مؤتلِف ، اسلامى باشد نه طبقاتى محض ، اسلامى باشد نه آزاديخواهانه محض ، اسلامى باشد نه فقط روحانى و معنوى محض . و اگر اين گونه نيست و گونه ديگرى است ، همان گونهء ديگر را ادامه بدهيم . اگر مىگوييم نيمه اسلامى يا ثلث اسلامى است ، به همان نيمه يا ثلث خودمان قانع باشيم ، ديگر به آن نيمه يا دو قسمت ديگرش كارى نداشته باشيم .
اين بحثى بود كه طرح كردم . بعد راجع به دلايلى كه مىشود براى اسلامى بودن اين انقلاب آورد كه بيشترين دلايل را شايد از طريق نحوه رهبرى كه تا كنون شده است بشود اقامه كرد - اگر لازم و مفيد بود - در جلسه ديگرى بحث مىكنيم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٥٤