غير عرب را شكست داده . بديهى است كه همين يكى كافى بود براى اين كه شكاف در درون جامعه اسلامى به وجود بياورد به دو صورت مختلف : يكى بازگشت به اسلام اوليه و اسلام حقيقى كه گروهى گفتند اسلام اين نيست كه شما مىگوييد ، در اسلام قوميت و نژاد نيست ؛ [ و ديگر به صورت تعصب نژادى ؛ ] يك گروه ديگر هم گفتند حالا كه پاى قوميت در ميان است چرا قوم عرب ؟ قوم ما . و جنگهاى نژادى و قومى و به اصطلاح امروز ناسيوناليستى يا راسيستى شروع كرد به رشد كردن در ميان ملت اسلام كه در دو قرن اول سه نژاد عرب ، ايرانى و ترك - كه مقصودم از نژاد ترك نژاد ماوراءالنهرى است - عجيب به جان هم افتادند . در ابتدا و دوره بنىاميه نژاد عرب روى كار آمد . بنىالعباس كه آمدند با اين كه عرب بودند چون ضد بنىاميه بودند ضد عربيت و نژاد ايرانى را تقويت كردند ، زبان فارسى را رواج دادند . در حدود صد سال نژاد ايرانى روى كار آمد . در زمان متوكل در اثر پيوندى كه او با نژاد ترك پيدا كرد و اين كه كمكم مىخواستند خودشان را از شر ايرانيها راحت كنند قوم و نژاد ترك را بر مردم مسلط كردند كه عرب و ايرانى هر دو در زير دست اين نژاد ذليل شد . شما در زمان متوكل و معتصم و غير اينها اسمهايى كه در ميان وزرا و ساير مقامات حكومت مىبينيد همه اسمهاى تركى است .
شباهت وضع امروز با وضع آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
امروز ما درست در وضعى قرار داريم نظير وضع ايام آخر عمر پيغمبر اكرم يعنى آن وقتى كه اين آيه نازل شد : الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ . در آستانه پيروزى ، حالا كه بر دشمن بيرونى پيروز شدهايد ، تمام نيروهاى او را متلاشى كرده و شكست دادهايد و دژهاى او را از او گرفتهايد ، ديگر از او ترسى نداشته باشيد ، ولى ترس داشته باشيد ، ترس از خود ، ترس از منحرف شدن اين نهضت و انقلاب .
مسألهاى الان براى ما مطرح است كه اگر ما با واقعبينى دقيق و كامل با آن مواجه نشويم و در آن تعصبات يا چيزهاى ديگر را دخالت دهيم باز شكست اين انقلاب كه تا اين مرحله - كه كوچكترين مرحلهاش بوده است - پيش آمده روى قاعدهء وَ اخْشَوْنِ و روى قاعدهء إنَّ اللَّهَ لايُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِأنْفُسِهِمْ قابل پيشبينى است . هميشه ( حال اگر كليت هم نداشته باشد ولى در بسيارى موارد