مظلوم است ، رابطهء غارتگر و غارتشده است ، رابطهء كسى است كه از ديگرى امنيت و آزادى را سلب كرده است ، هدف ما اين است كه مظلومان از شر ظالمان نجات پيدا كنند . در آن فرمانى كه به مالك اشتر نوشته است ، جملهاى دارد كه عين آن در اصول كافى هم هست ، به او مىفرمايد : مالك ! تو بايد به گونهاى حكومت كنى كه مردم تو را به معنى واقعى تأمينكنندهء امنيتشان و نگهدار هستى و مالشان و دوست عزيز خودشان بدانند نه يك موجودى كه خودش را به صورت يك ابوالهول درآورده و هميشه مىخواهد مردم را از خودش بترساند ، با عامل ترس مىخواهد حكومت كند . بعد فرمود : من اين جمله را از پيغمبر « غَيرَ مَرَّةٍ » ( يعنى نه يك بار بلكه مكرر ) شنيدم « 1 » كه : لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ حَتّى يُؤْخَذَ لِلضَّعيفِ حَقُّهُ مِنَ الْقَوِىِّ غَيْرَ مُتَعْتَعٍ « 2 » . پيغمبر فرمود : هرگز امتى « 3 » ، جامعهاى به مقام قداست ( مقامى كه قابل تقديس و تمجيد باشد كه بشود گفت اين جامعه جامعهء انسانى است ) نمىرسد مگر آن وقت كه وضع به اين منوال باشد كه ضعيف حقش را از قوى بدون لكنت كلمه بگيرد ؛ وقتى ضعيف در مقابل قوى مىايستد لكنتى در بيانش وجود نداشته باشد .
اين جمله شامل دو مطلب است : يكى اين كه مردم به طور كلى روحيهء ضعف و زبونى را از خود دور كنند و در مقابل قوى ( هر اندازه قوى باشد ) شجاعانه بايستند ، لكنت به زبانشان نيفتد ، ترس نداشته باشند - كه ترس از جنود ابليس است - و ديگر اين كه اصلا نظامات اجتماعى بايد طورى باشد كه در مقابل قانون ، قوى و ضعيفى وجود نداشته باشد . پس على عليه السلام مىگويد در برنامهء حكومت اسلامى ما « فَيَأْمَنَ الْمَظْلومونَ مِنْ عِبادِكَ » خدايا بندگان ستمديدهء تو در امنيت قرار گيرند ، چنگال ستمگر را قطع كنيم .
4 . به پا داشتن قوانين الهى تعطيل شده
چهارم : وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدودِكَ . در اصطلاح امروز وقتى مىگويند « حدود » اصطلاح فقه است . گاهى اصطلاح خاص فقه با اصطلاح حديث متفاوت است و
هامش
( 1 ) . پيغمبر اكرم بعضى جملهها را كه خيلى به آنها عنايت داشته مكرر مىگفته و به يك بار قناعتنمىكرده است .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامه 53 .
( 3 ) . كلمهء « امت » مساوى است با آنچه كه امروز جامعه مىگوييم .