جنبشهاى ديگر اين مسئله يا اصلا مطرح نبوده و يا اگر بوده به اين صراحت مطرح نبوده است . اين هدف در صدر همهء هدفهاى نهضت روحانيت ما قرار گرفته است و امروز رهبرى روحانيت در اثر تجربههاى زياد و طولانى به همين نتيجه كه گفتم رسيده است و معتقد است كه تا آن اساس ، درست و اصلاح نشود و در حقيقت تغييرى بنيادين در تشكيلات اجتماعى به وجود نيايد كوشش براى تأمين ساير هدفها به نتيجه نمىرسد و در حقيقت بايد گفت بىمورد است .
پديده استعمار
البته نهضتهاى اسلامى در عين اين كه از نظر اصول كلى از يك كادر معين خارج نيستند ، از نظر اهداف كوچك و جزئى [ متفاوتاند . مثلا امروز يكى از هدفهاى نهضتهاى اسلامى مبارزه با استعمار است ] « 1 » ولى در صدر اسلام ، ما پديدهاى به نام استعمار به مفهومى كه امروز وجود دارد نداشتهايم . اين كه ملتى ملت ديگر را در خدمت خودش قرار بدهد ، بر مقدّرات آن ملت حكومت كند ، به جاى آن ملت بر آن ملت سياست براند و حكومت كند ، به جاى آن ملت از منابع اقتصادى او استفاده كند ، فرهنگ خودش را با لطايفالحيل بر فكر و مغز آن مردم تحميل كند ، يك پديدهء جديد است ، مربوط به عصر جديد است و از عمرش سه چهار قرن بيشتر نمىگذرد كه ملتى در حالى كه خودش را آزاد مىپندارد ، به ظاهر هم خودش را آزاد و مستقل مىبيند و همه چيز دارد ، در باطن تحت قيمومت يك ملت ديگر است و آن ملت با دستهاى نامرئى خود دارد او را غارت مىكند . اين يك پديدهء جديد است . ولى مبارزه با اين پديدهء جديد در كادر كلى اصولى اسلامى وجود دارد . اسلام كه در صدر برنامهء خودش مبارزه با ظلم و غارتگرى را قرار داده است ، وقتى كه ظلم و غارتگرى فرد را تحمل نمىكند به طريق اولى ظلم و غارتگرى يك ملت را بر ملت ديگر تحمل نمىكند چون اسلام در تعليماتش نشان داده است كه براى حقوق جامعه حساسيت بيشترى از حقوق فرد قائل است .
اميرالمؤمنين در جملهاى كه در يكى از نامههايشان در نهجالبلاغه است
هامش
( 1 ) . [ افتادگى از نوار است . ]