تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
نفر را به اين شكل كشتند كه سه نفر آنها افراد بالغ و مرد ، و پنج نفر ديگر كودكانى بوده‌اند كه جلوى چشم مادرانشان يا سر بريده و يا قطعه قطعه شده‌اند . يكى از اين هشت نفر كه مادرانشان در كربلا بوده‌اند جناب عبداللَّه بن الحسين بن على بن ابى طالب است كه در ميان ما به على اصغر معروف است ، طفل شيرخوارهء اباعبداللَّه . بنا بر آنچه در مقاتل معتبر هست ، شهادت اين طفل در مقابل خيمه صورت گرفته است . آقا اباعبداللَّه طفل را براى بوسيدن و خداحافظى در بغل گرفتند : يا اخْتاه ايتينى بِوَلَدِىَ الرَّضيعِ حَتّى اوَدِّعَهُ . نوشته‌اند در همان حالى كه اباعبداللَّه طفل را مىبوسيدند و مادرش نيز همان جا ايستاده بود ، با اشارهء پسر سعد تيرى مىآيد و گلوى اين طفل را پاره مىكند . يكى ديگر جناب قاسم بن الحسن فرزند امام حسن است كه مادرش در كربلا شاهد شهادت فجيع او بود . ولى مادر حضرت على اكبر در كربلا نبوده است . عليرغم شهرتى كه مىگويند ليلا در كربلا بوده ، ليلا در كربلا نبوده است . يكى ديگر از جوانانى كه در كربلا شهيد شد و مادرش حضور داشت ، عون بن عبداللَّه بن جعفر فرزند جناب زينب كبرى ( سلام اللَّه عليها ) است ، يعنى زينب عليها السلام شاهد شهادت پسر بزرگوارش بود . از عبداللَّه بن جعفر شوهر زينب دو پسر در كربلا بودند كه يكى از زينب و ديگرى از زن ديگر بود و هر دو شهيد شدند . بنابراين پسر زينب نيز در كربلا شهيد شده است . و يكى از آن عجايبى كه تربيت بسيار بسيار عالى اين بانوى مجلّله را مىرساند ، اين است كه در هيچ مقتلى ننوشته‌اند كه زينب چه قبل و چه بعد از شهادت پسرش نامى از او برده باشد . گويى اگر مىخواست اين نام را ببرد ، فكر مىكرد نوعى بىادبى است ؛ يعنى يا اباعبداللَّه ! فرزند من قابل اين نيست كه فداى تو شود . مثلًا در شهادت على اكبر ، زينب از خيمه بيرون دويد و فرياد زد : يا اخَيَّه وَابْنَ اخَيَّه ! كه فريادش فضا را پر كرد ، ولى هيچ ننوشته‌اند كه در شهادت فرزندش چنين كارى كرده باشد . جوان ديگرى كه در كربلا شهيد شد يكى از فرزندان جناب مسلم بن عقيل و مادرش رقيّه دختر على بن ابى طالب عليه السلام است . اين جوان هم در مقابل چشم مادرش شهيد شد . دو سه نفر هم از اصحاب هستند : يكى عبداللَّه بن عمير كلبى و ديگر آن جوانى كه شناخته نشده كه پسر كداميك از اصحاب بوده است . ايندو هم در مقابل چشم