تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
جدا شود . هجرت يعنى جدا شدن از زشتيهايى كه بر انسان احاطه پيدا كرده ، آزاد كردن خود از پليديهاى مادى و معنوى كه بر انسان احاطه پيدا كرده است . پس نتيجه مىگيريم كه هجرت ، خود يك عامل تربيتى است . برويم سراغ جهاد .

درگيرى با موانع

جهاد يعنى درگيرى ، حتى در تعبير معنوى آن كه جهاد با نفس است . انسان با موانع و مشكلات روبرو مىشود . آيا انسان بايد هميشه اسير و زبون موانع باشد ؟ نه ، همين‌طور كه انسان نبايد اسير و زبون محيط خود باشد ، اسير و زبون موانع نيز نبايد باشد : اى انسان ! تو براى اين آفريده شده‌اى كه به دست خود موانع را از سر راه خويش بردارى . قبل از عبارت
و من يخرج من بيته مهاجرا الى الله و رسوله
مىفرمايد :
و من يهاجر فى سبيل الله يجد فى الارض مراغما كثيرا و سعة
هجرت كنيد ؛ هركس هجرت كند ، در روى زمين مُراغمها و سعه‌ها خواهد ديد « 1 » . قرآن در اينجا تعبير عجيبى دارد . دو آيهء قبل از
و من يهاجر فى سبيل الله
آيهء مستضعفين است :
ان الذين توفاهم الملائكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين فى الارض قالوا ا لم تكن ارض الله واسعة فتهاجروا فيها
« 2 » . وقتى ملائكه عده‌اى را قبض روح مىكنند ، مىبينند پروندهء آنها بسيار تاريك و سياه و پليد است . مىپرسند : چرا اين‌طور است ؟ ! جواب مىدهند : ما عده‌اى مردم بيچاره بوديم ، در محيطى زندگى مىكرديم كه دستمان به جايى نمىرسيد ، جبر محيط اجازه نمىداد ، و از اين مهملات مىبافند . ملائكه مىگويند : اينها براى انسان عذر نيست . اينها عذر يك درخت است . درخت است كه نمىتواند از جاى خود حركت كند . اگر به درختى بگوييم : چرا در كنار خيابانهاى تهران پژمرده شده‌اى و صورت برگهايت مثل آدمهاى ترياكى اينقدر سياه است ؟ مىگويد : مگر اتوبوسهاى
هامش
( 1 ) نساء / 100 . « سعه » يعنى فراخنايى ؛ يعنى مىبيند زمين خدا خيلى فراخ است و محدود نيست به آنجا كه او بوده . « مُراغَم » از مادهء « رغام » است . رغام يعنى خاك نرم . « ارغام انف » يعنى بينى را به خاك مالاندن . اينكه مىگويند ارغام انف در نماز مستحب است ، معنايش اين است كه انسان در سجده سرش را كه روى خاك مىگذارد ، يك مقدار خاك يا چيزى از جنس خاك مثل مهر يا سنگ باشد كه سر بينى هم در حال سجده روى خاك قرار گيرد . ( 2 ) . نساء / 97 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 613 | مرتضى مطهرى