تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
كه با همديگر توأم شوند اسمش مىشود تهمت ، و چقدر در ميان ما تهمت زدن رايج است ! و بعضى از ما كه مىخواهيم مقدسى كنيم ، يك « مىگويند » اول حرفمان مىآوريم . مثلًا شخصى به يك نفر تهمتى زده ، مىخواهيم از گردن خودمان رد كنيم ، خيال مىكنيم كه سر خدا را هم مىشود كلاه گذاشت ! مىگوييم : مىگويند فلانى چنين است ، مىگويند فلان جا چنين است . ديگرى از ما مىشنود و در جاى ديگر مىگويد : مىگويند چنين ، و بعد مىگويد : خوب ، من كه نگفتم ، من مىگويم ديگران گفته‌اند كه اين‌طور است . قرآن جلوى اين را هم گرفته است ، اين را هم يك گناه بزرگ شمرده است ، مىگويد :
ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشة فى الذين آمنوا لهم عذاب اليم
« 1 » آنان كه دوست دارند در ميان مردم حرف زشتى دربارهء فرد مؤمنى ، افراد مؤمنى ، يك مؤسسهء ايمانى شيوع پيدا كند [ برايشان عذاب دردناكى است . ] اگر از يك احمقى يا مغرضى يا كسى كه معلوم است كه ريشهء حرفش در كجاست دربارهء كسى حرفى شنيديد ، حق نداريد بگوييد « شنيده‌ام » ، « مىگويند » . خود اين « مىگويند » ها اشاعه دادن فحشاست . و گناهان ديگر هم همين‌طور . آن كه چشم چرانى مىكند ، به ناموس مردم خيانت مىكند ، بايد بداند كه پيغمبر فرمود : زِنَى الْعَيْنِ النَّظَرُ « 2 » زناى چشم ، چشم چرانى كردن است . همين‌طور آن كه نماز را ترك كرده ، آن كه روزه را ترك كرده است . من نمىدانم ما چه جور مسلمانهايى هستيم ؟ ! انسان خجالت مىكشد در ماه رمضان در اين خيابانها راه برود ؛ علنى سيگارها را گوشهء لبشان گذاشته‌اند و راه مىروند ! يكى را مىبينى كه در ماشين نشسته و سيگار هم گوشهء لبش است . هر سال هم شهربانى اعلام مىكند كه كسى حق ندارد متعرّض روزه خوارها بشود ، خود شهربانى اقدام مىكند . ما هم نديده‌ايم كه پاسبانى به يك روزه خوار تذكر بدهد . روزه خوارى علنى ، هتك حرمت اسلام است . اين عمل يعنى فحش دادن به قرآن ، يعنى فحش دادن به پيغمبر اسلام . اگر مىخواهى روزه بخورى برو در خانه‌ات بخور . اگر روزه را در خانه‌ات بخورى يك گناه كبيره كرده‌اى ولى وقتى روزه را علنى در خيابانها مىخورى ، علاوه بر اينكه روزه خوارى ، فحش هم به اسلام داده‌اى .
هامش
( 1 ) نور / 19 . ( 2 ) بحارالانوار ، ج 14 .