پس سرّ اينكه توبهء انسان محدود است به قبل از معاينهء موت و آثار آن ، و پس از آنكه انسان موت را معاينه كرد نظير فرعون ، ديگر توبهء او قبول نيست ، و همچنين سرّ اينكه در عالم آخرت توبهاى نيست ، همينها بود كه براى شما عرض كردم .
از اينها چه نتيجهاى بايد بگيريم ؟ سخن على را ( الْيَوْمَ عَمَلٌ ) . از فرصت بايد استفاده كنيم ، از آن كسانى نباشيم كه توبه را تأخير مىاندازند به حساب اينكه وقت باقى است . خدا مىگويد :
يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطان الا غرورا
« 1 » . اين وعدهها كه : دير نمىشود ، هنوز از عمر ما خيلى باقى است ، هنوز يك گل از صد گل ما باز نشده است ، وعدههاى شيطانى است ، فريبهاى نفس امّاره است . انسان نبايد توبه را تأخير بيندازد . مقدمهء من تمام شد . حالا وارد سخن على عليه السلام بشويم :
توبه از نظر على عليه السلام
وقتى آن شخص در حضور مبارك على عليه السلام استغفار كرد و على عليه السلام احساس كرد كه او معنى و حقيقت و اوج استغفار را نمىداند ، با تعرّض به او فرمود : ثَكِلَتْكَ امُّكَ اتَدْرى مَا الْاسْتِغْفارُ ؟ الْاسْتِغْفارُ دَرَجَةُ الْعِلّيّينَ « 2 » اى خدا مرگت بدهد ! اى مادرت به عزاى تو بنشيند و بگريد ! تو لفظ استغفار را مىگويى ؟ ! اصلًا مىدانى كه حقيقت استغفار چيست ؟ استغفار درجهء علّيين است . علّيين يعنى مردمى كه در آن درجات بالا از مقامات قرب قرار گرفتهاند . بعد فرمود : استغفار و توبه يك كلمه است براساس شش پايه . اين شش پايه را كه على عليه السلام بيان كرده است ، علما اينطور درك كردهاند كه دو تا از اينها ركن و اساس توبه است ، دوتاى ديگر شرط قبول توبه ( يعنى دو تا ماهيت توبه را تشكيل مىدهند و دو تاى ديگر شرط قبول توبهء ماهيتدار را ) و دوتاى آخر شرط كامل شدن توبه . حالا اين شش پايه چيست ؟ .
فرمود : اوَّلُهَا النَّدْمُ عَلى مامَضى اولين شرط ( ركن ) توبه پشيمانى و حسرت و تأسف و آتش درونى و ناراحتى است بر آنچه كه گذشته است . يعنى توبه آن وقت واقعاً توبه است كه شما نگاهى به صفحهء سياه اعمال گذشتهء خودتان بكيند ، يك مرتبه يك ندامتى ، يك پشيمانى زيادى ، يك تأسف و حسرت فوق العادهاى در
هامش
( 1 ) نساء / 120 .
( 2 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 409 .