تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
رفتن در اين دنياست . همين كه پا به آن دنيا گذاشتيم ، در هر حد و درجه‌اى كه هستيم ، در هر مسيرى كه هستيم ، به سوى هر چيزى كه هستيم ، در همان جا متوقف مىشويم . آخرين حد فعليت تمام شده است . يك مثال ديگر : يك طفل تا در رحم مادر است وابسته به وجود مادر است ؛ غذايش از ناحيهء مادر است ، مايع و آب بدنش از وجود مادر است ، سلامت و بيمارىاش از ناحيهء مادر است . اما همين كه از مادر متولد شد ، ديگر وابستگىاش به او تمام مىشود ، يك نظام ديگر بر زندگى او حكومت مىكند و ديگر يك لحظه نمىتواند با نظام پيشين كه نظام رحم است زندگى كند . انسان پس از آنكه از اين دنيا رفت ، نظام زندگىاش به كلى تغيير مىكند و عوض مىشود و امكان ندارد كوچكترين استفاده‌اى از نظاماتى كه در اين دنيا هست بكند . عمل و توبه ، پيشروى و پسروى ، بالا رفتن و پايين رفتن و تغيير مسير و جهت دادن ، همه مال اين دنياست . اين كلام على عليه السلام است : الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابٌ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَلٌ « 1 » . مىگويد : ايّهاالناس ! امروز روز عمل است و روز حساب نيست ، دنيا محل مجازات و رسيدن به حساب نيست . نه اينكه بخواهد بگويد هيچ مكافاتى در دنيا نيست . بعضى از احوال در دنيا مكافات است ، و بعضى از بدبختيهايى كه در دنيا به انسان مىرسد نتيجهء عمل انسان است . اما نه خيال كنيد كه حساب هر عمل بدى را خدا در اين دنيا مىرسد ، و نه خيال كنيد كه هر حالت بدى كه انسان پيدا مىكند درنتيجهء يك عمل گذشتهء اوست ، اين‌جور نيست . بنابراين آيا اگر انسانى در اين دنيا هيچ گونه مجازاتى نشد ، دليل بر اين نيست كه حسابش پاك بوده است ؟ نه . آيا اگر كسى در دنيا سختىاى ديد ، دليل بر بدى عمل اوست ؟ مثلًا اينكه سيلى آمد و پاكستانيها را از بين برد « 2 » ، دليل بر بدى عمل آنهاست ؟ يعنى خدا به حساب آنها در اين دنيا رسيده است ؟ نه ، اين‌جور نيست . درس اسلام به ما اين است : الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابٌ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَلٌ . دنيادار عمل است ، دار رسيدگى و حساب كردن نيست . برعكس ، آخرت‌دار عمل نيست ، منحصراًدار حساب است و بس .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 42 . ( 2 ) [ اشاره به سيلى كه در آن زمان در پاكستان جارى شد . ]