ادركه الغرق قال آمنت انه لا إله الا الذى آمنت به بنوا اسرائيل
« 1 » . فرعون تا در دنياست و باد دنيا به تنش مىخورد ، فرعونى مىكند ؛ با هيچ استدلالى قانع نمىشود ، هيچ نصيحت و موعظهاى را نمىپذيرد ؛ بين سَحَره و موسى معارضه درست مىكند ، خود سحره ايمان مىآورند و او بيشتر طغيان مىكند ؛ درصدد كشتن موسى و قومش برمىآيد ، آنها را تعقيب مىكند . هنگامى كه در دريا غرق مىشود ، آب او را فرا مىگيرد و خود را در لحظات آخر عمر مىبيند و يقين مىكند كه ديگر راه نجات ندارد مىگويد :
آمنت انه لا إله الا الذى آمنت به بنوا اسرائيل
من به خداى موسى ايمان آوردم . اينجا ديگر قبول نمىشود . خدا چرا قبول نمىكند ؟ مگر خدا بخل مىورزد ؟ نه ، توبه باشد قبول مىكند . اين ، توبه نيست . توبه يعنى انقلاب مقدس درونى . اين ، انقلاب مقدس درونى نيست . آدمى كه در قعر دريا آب تمام اطرافش را گرفته و به هر طرف كه نگاه مىكند آب مىبيند و در اين حال اظهار توبه مىكند ، وجدانش منقلب نشده است ، فطرتش زنده نشده است ، خودش عليه خودش قيام نكرده است ، بلكه حالا كه خودش را مضطر و بيچاره مىبيند ، از روى اضطرار اظهار تسليم مىكند . لهذا به او مىگويند :
آلآن و قد عصيت قبل
« 2 » . چرا يك ساعت پيش كه آزاد بودى اين حرف را نزدى ؟ اگر يك ساعت پيش در حالى كه آزاد بودى اين حرف را مىگفتى ، معلوم بود كه در درون تو انقلاب مقدس پيدا شده . اما حالا كه اين حرف را مىزنى حاكى از انقلاب مقدس نيست ، ناشى از اضطرار و بيچارگى است .
كدام جانى از جانيهاى دنياست كه در آن لحظهاى كه گرفتار عدالت مىشود اظهار پشيمانى نكند ؟ ولى اين پشيمانى نيست ، علامت به صلاح آمدن نيست . اگر جانى قبل از گرفتارشدن ، خودش از درون منقلب شد و درحالى كه امكان جنايت برايش بود دست از جنايت برداشت ، اين اسمش توبه و بازگشت واقعى است . پس علت اينكه در لحظات آخر ، در حال معاينهء آن دنيا توبهء انسان مقبول نيست ، اين است كه توبه نيست نه اينكه توبه هست و مقبول نيست ، اصلًا توبه نيست .
اما اينكه چرا توبهء انسان در دنياى ديگر قبول نيست ؟ جواب اين سؤال اولًا از همان جواب اول روشن شد ، چون در آن دنيا هم انسان همه چيز را معاينه كرده و
هامش
( 1 ) يونس / 90 .
( 2 ) يونس / 91 .