تنازع بقاست و جز تنازع بقا چيز ديگرى نيست ، يعنى زندگى جز تلاش كردن هر فرد براى خود و جنگيدن براى منافع خود چيز ديگرى نيست ! مىدانيد اين جمله چقدر به بشريت ضربه وارد كرده است ؟ ! مىگويند زندگى جز جنگ و ميدان جنگ چيز ديگرى نيست . بلكه جملهاى مىگويند كه بعضى هم خيال مىكنند كه خيلى حرف درستى است ؛ مىگويند : « حق گرفتنى است نه دادنى . » حق ، هم گرفتنى است و هم دادنى . اصلًا اين جمله كه حق را فقط بايد گرفت و كسى به تو نمىدهد ، ضمناً تشويق به اين است كه تو حق را بايد بگيرى نه اينكه حق را بايد بدهى ؛ صاحب حق بايد بيايد ، اگر توانست به زور از تو بگيرد ، اگر نتوانست كه نتوانست . اما پيغمبران نيامدند اين حرف را بزنند . پيغمبران گفتند حق ، هم گرفتنى است و هم دادنى ؛ يعنى مظلوم و پايمال شده را توصيه كردند به اينكه برو حق را بگير ، و از آن طرف ظالم را وادار كردند عليه خودش قيام كند كه حق را بدهد ، و در اين كار خودشان هم كامياب و موفق شدند . دعا مىكنم :
خدايا از تو مىخواهيم به حق آن آزادمردان واقعى كه آزادى معنوى را در درجهء اول داشتند ، به ما توفيق عنايت كنى كه از نفس امّارهء خودمان آزاد شويم .
خدايا به ما آزادى معنوى عنايت كن ، آزادى اجتماعى عنايت كن ، خير دنيا و آخرت به همهء ما كرامت بفرما .
خدايا ما را به حقايق اسلام آشنا بفرما ، حاجات مشروعهء همهء ما را برآور .
خدايا اموات همهء ما را ببخش و بيامرز .
رحم اللَّه من قرأ الفاتحة مع الصّلوات
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 462
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٦٢