تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
آزادى معنوى يعنى چه ؟ آزادى هميشه دو طرف مىخواهد به طورى كه چيزى از قيد چيز ديگر آزاد باشد . در آزادى معنوى ، انسان از چه مىخواهد آزاد باشد ؟ جواب اين است كه آزادى معنوى بر خلاف آزادى اجتماعى ، آزادى انسانْ خودش از خودش است . آزادى اجتماعى آزادى انسان است از قيد و اسارت افراد ديگر ، ولى آزادى معنوى نوع خاصى از آزادى است و در واقع آزادى انسان است از قيد و اسارت خودش . قهراً اين سؤال پيش مىآيد كه مگر انسان مىتواند در قيد و اسارت خودش باشد ؟ مگر يك چيز مىتواند خودش ، هم برده باشد و هم برده گير ، هم اسير باشد و هم اسيركننده ، مگر چنين چيزى ممكن است ؟ جواب اين است : بله ممكن است . در مورد ديگر اگر ممكن نباشد ، فى المثل اگر در حيوانات بردگى معنوى و متقابلًا آزادى معنوى معنى و امكان ندارد ، در انسان ، اين موجود عجيب ، اينكه انسان خود برده و اسير خود باشد و يا خود آزاد از خود باشد ، معنى دارد . چگونه ممكن است ؟

انسان ، يك موجود مركّب

اين از آن جهت است كه انسان در ميان موجودات ديگر يك شخصيت مركّب است و اين يك حقيقت است . اين مطلب را كه انسان يك شخصيت و موجود مركّب است ، اديان و فلسفه‌ها تأييد كرده‌اند ، علما و حتى روانشناسها تأييد كرده‌اند ، و مطلبى است غيرقابل ترديد . ابتدا تعبير قرآنى و تعبير حديثى مطلب را عرض مىكنم . شما در قرآن مىبينيد كه دربارهء خلقت انسان ( اختصاصاً دربارهء انسان ) چنين مىفرمايد :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
« 1 » . به فرشتگان مىگويد : وقتى كه خلقت اين موجود را تكميل كردم و از روح خود چيزى در او دميدم ، بر او سجده بريد . مىگويد اين موجود يك موجود خاكى است ، من او را از خاك مىآفرينم ، يك موجود طبيعى و مادى است . ولى همين موجود آفريده شده از آب و خاك ، همين موجودى كه داراى جسم و جسدى است مانند حيوانهاى ديگر ،
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
از روح خودم چيزى در او مىدمم . لازم نيست كه ما معناى روح خدا را بفهميم كه نفخهء الهى
هامش
( 1 ) حجر / 29 .