2 آزادى معنوى
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
« 1 » .
در هفتهء گذشته عرض كردم كه مجموع عرايض ما در مبحث آزادى معنوى مشتمل بر سه قسمت است ؛ يكى اينكه معنى آزادى چيست ، دوم اينكه آزادى بر دو قسم است : آزادى معنوى و آزادى اجتماعى . مرحلهء سوم وابستگى اين دو نوع آزادى به يكديگر و مخصوصاً وابستگى آزادى اجتماعى به آزادى معنوى است . امشب مىخواهم عرايض خودم را اختصاص بدهم به خود آزادى معنوى كه اساساً آزادى معنوى يعنى چه و آيا ضرورتى دارد كه بشر آزادى معنوى داشته باشد يا نداشته باشد ؟ و مخصوصاً من اين مسئله را از اين جهت بيشتر مورد توجه قرار مىدهم كه امروز توجه به آزادى معنوى بسيار كم شده است و همين خود يكى از علل نابسامانيهاى امروز است . بسيارى خيال مىكنند كه اين مسائل ديگر منسوخ شده است ، در صورتى كه برعكس در عصر امروز نياز بشر به آزادى معنوى از اعصار گذشته اگر بيشتر نباشد كمتر نيست .
هامش
( 1 ) اعراف / 157 .