تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
اى طلا و نقرهء دنيا ! برو غير على را فريب بده ، من تو را سه طلاقه كرده‌ام . آن كسى واقعاً و نه از روى نفاق و دورويى ، براى حقوق و آزادى مردم احترام قائل است كه در دل و ضمير و وجدانش يك نداى آسمانى است و او را دعوت مىكند . آن وقت شما مىبينيد كه چنين كسى كه آن تقوا و معنويت و خداترسى را دارد ، وقتى كه حاكم بر مردم مىشود و مردم محكوم او هستند ، چيزى را كه احساس نمىكند همين حاكم و محكومى است . مردم روى سوابق ذهنى خودشان مىخواهند از او حريم بگيرند ؛ مىگويد حريم نگيريد ، با من باشيد . وقتى كه براى جنگ صفّين مىرفت يا از آن برمىگشت ، به شهر انبار - كه الآن يكى از شهرهاى عراق است و از شهرهاى قديم ايران بوده است - رسيد . ايرانيان آنجا بودند . عده‌اى از كدخداها ، دهدارها ، بزرگان به استقبال خليفه آمده بودند . به خيال خودشان على عليه السلام را جانشين سلاطين ساسانى مىدانستند . وقتى كه به ايشان رسيدند ، در جلوى مركب امام شروع كردند به دويدن . على عليه السلام صدايشان كرد ، فرمود : چرا اين كار را مىكنيد ؟ گفتند : آقا ! اين يك احترامى است كه ما به بزرگان و سلاطين خودمان مىگزاريم . امام عليه السلام فرمود : نه ، اين كار ، را نكنيد . اين كار ، شما را پست و ذليل و خوار مىكند . چرا خودتان را در مقابل من كه خليفه‌تان هستم خوار و ذليل مىكنيد ؟ من هم مانند يكى از شما هستم . تازه شما با اين كارتان به من خوبى نكرديد بلكه بدى كرديد ؛ با اين كارتان ممكن است يك وقت خداى ناكرده غرورى در من پيدا شود و واقعاً خودم را برتر از شما حساب كنم . اين را مىگويند يك آزادمرد ، كسى كه آزادى معنوى دارد ، كسى كه نداى قرآن را پذيرفته است :
أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ
جز خدا هيچ چيزى را ، هيچ كسى را ، هيچ قدرتى را ، هيچ نيرويى را پرستش نكنيم ؛ نه انسانى را ، نه سنگى را ، نه حجرى را ، نه مَدَرى را ، نه آسمان را ، نه زمين را ، نه هواى نفس را ، نه خشم را ، نه شهوت را ، نه حرص و آز را و نه جاه طلبى را ، فقط خدا را بپرستيم . آن وقت او مىتواند آزادى معنوى بدهد . خطابه‌اى دارد مولا على عليه السلام كه من قسمتى از آن را برايتان مىخوانم ، ببينيد واقعاً كسى كه آزادمرد معنوى است چه روحى دارد ! آيا شما مىتوانيد يك چنين روحى در دنيا پيدا كنيد ؟ اگر پيدا كرديد ، به من نشان بدهيد . خطبه خيلى مفصل است ، راجع به حقوق والى بر مردم و حقوق مردم بر والى است . مسائلى دارد كه حضرت بحث مىكند ، بعد در ذيل آن جملاتى دارد . ( ببينيد ،