تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
دادم او توبه كرد : « فلما سمعه ذلك المنكر تاب الى اللَّه سبحانه تعالى و رجع عن الانكار على الفقراء » وقتى كه آن منكر شرح مرا شنيد توبه كرد از اينكه بر فقرا انكار كند « و ما يأتون به فى اقاويلهم من الغزل و التشبيب » اينكه آنها در غزلياتشان تشبيب مىكنند كليت دارد . « تشبيب » يعنى مطلب خودشان را به نام يك معشوق و يك محبوب آغاز مىكنند ولى هدف چيز ديگرى است . مثلًا قصيدهء بُرده كه از بوصيرى است و از عالى ترين و پرسوزترين و با اخلاص ترين قصايدى است كه در اسلام گفته شده ، چگونه شروع مىشود ؟ با غزل شروع مىشود . يك مقدماتى دارد ، هفت هشت قسمت است و بعد وارد مدح رسول اكرم مىشود و خيلى قصيدهء عالى و عجيبى هم هست ، ولى چگونه شروع مىكند :
أمِنْ تَذْكُرُ جيرانَ بِذى سَلَم * مَزَجْتُ دَمْعاً جَرى مِنْ مُقْلَةٍ بِدَمِ
أمْ هَبَّتِ الرّيحُ مِنْ تِلْقاءِ كاظِمَة * وَ اوْمَضَ الْبَرْقُ فِى الظَّلْماءِ مِنْ اضَمِ
مثل كسى كه دربارهء يك معشوق ظاهرى دارد حرف مىزند . همين شعراى خودمان كه بعدها مدح حضرت امير و حضرت امام حسين و . . . را گفته‌اند ، اول از زلف و رخ و اين حرفها مىگويند ، بعد وارد مدح على مىشوند . معلوم مىشود همان وقت رايج بوده كه عرفا غزل مىگفته‌اند و تشبيب مىكرده‌اند ولى مقصودشان چيز ديگر بوده . بعد خودش اين شعر را مىگويد ( و مىگويد براى اينكه از مقصود ما آگاه بشوند ) :
كُلَّما اذْكُرُهُ مِنْ طَلَلٍ « 1 » * اوْ رُبوعٍ اوْ مَقامٍ « 2 » كُلَّما
وَ كَذا انْ قُلْتُ « هى » اوْ قُلْتُ « هُو » * اوْ « هُمُ » اوْ « هُنَّ » جَمْعاً اوْ « هُما » « 3 »
وَ كَذا انْ قُلْتُ قَدْ ا نْجَدَنى * قَدَرٌ فى شِعْرِنا اوْ اتْهَما « 4 »
وَ كَذا السُّحْبُ اذا قُلْتُ بَكَتْ * وَ كَذَا الزَّهْرُ اذا مَا ابْتَسَما . . . « 5 »
اوْ نِساءٌ كاعِباتٌ نَهَدَتْ * طالِعاتٍ كَشُموسٍ اوْ دُمى « 6 »
هامش
( 1 ) يادگارهاى محبوب ، خرابه‌هايى كه از منزل محبوب باقى مانده . ( 2 ) ربوع و مقام يعنى منازل . ( 3 ) هُوَ مىگويم ، هِىَ مىگويم ، هُمْ مىگويم ، هُنَّ مىگويم ، هرچه مىگويم . ( 4 ) اگر اسم نجد مىبرم ، اسم تهامه مىبرم . ( 5 ) از گريهء ابر سخن مىگويم ، از خندهء شكوفه سخن مىگويم . ( 6 ) يا از زنان كاعب - يعنى « پستان برآمده » - و از زنانى كه مانند خورشيد طلوع مىكنند مىگويم .