اشخاصى كه به مفاد عربى آگاه هستند مىدانند چه دارد مىگويد . حالا اندكى از آن را ترجمه مىكنم . مىگويد : « دوستان ، نديمان ، بپاخيزيد ، صداى موسيقى را ، اغنيهها را گوش كنيد ، جام مىدمادم بنوشيد و ذكر معانى و آن حرفهاى اخلاقى را رها كنيد . من شخصاً كسى هستم كه آواز عودها مرا از شنيدن آواز اذان بازداشته است و بجاى حورالعين كه در بهشت وعده مىدهند ، اين پيرزنى را كه در داخل خُم است انتخاب كردهام . » كلمهء « عجوز » در زبان عربى كنايه از خمر كهنه آورده مىشود . يا مثلًا مىگويد :
شُمَيْسَةُ كُرْمٍ بُرْجُها قَعْرُ دِنِّها * وَ مَشْرِقُهَا السّاقى وَ مَغْرِبُها فَمى « 1 »
اذا نَزَلَتْ مِنْ دِنِّها فى زُجاجَة « 2 » * حَكَتْ نَفَراً بَيْنَ الْحَطيمِ وَ زَمْزَم « 3 »
فَانْ حَرُمَتْ يَوْماً عَلى دينِ احْمَد * فَخُذْها عَلى دينِ الْمَسيحِ بْنِ مَرْيَم « 4 »
.
يا راجع به مساجد مىگويد :
دَعِ الْمَساجِدَ لِلعُبّادِ تَسْكُنُها * وَ اجْلِسْ عَلى دَكَّةِ الْخَمّارِ وَ اسْقينا
انَّ الَّذى شَرِبا فى سُكْرِهِ طَرِبا * وَ لِلْمُصَلّينَ لا دنيا و لا دينا
ما قالَ رَبُّكَ وَيْلٌ لِلَّذى شَرِبا * لكِنَّهُ قالَ وَيْلٌ لِلْمُصَلّينا
همين مضامينى كه ما مىبينيم در كلمات عرفاى خودمان طعنه زدن به عبادت و مسجد و اينجور حرفها زياد پيدا مىشود در مقابل عيش و نوشى كه خود آنها مىگويند و در كلماتشان هست .
يا مثلًا بىدردى نسبت به اجتماع ، كه گور پدر اجتماع ، هرچه بود بود : « وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد » پولى برسد و ما برويم آنجا ، گلى و نبيدى و از اين حرفها ، ديگر گور پدر دنيا ، هرچه مىخواهد بر دنيا بگذرد .
در اثر اين كارهايى كه يزيد مىكرد ، چون نامزد خلافت بود ، معاويه كه در سياست مرد پختهاى بود خيلى ناراحت بود ، مىديد اينها زمينهء خلافت او را به كلى خراب مىكند ، خصوصاً اين بىدردى و بىعلاقگىاش . براى اينكه او را علاقه مند
هامش
( 1 ) شراب را مىگويد . ( اين مسخره كردنش امور دينى و مذهبى را و به باد سخريه گرفتن اينها هميشه در اشعارش هست . )
( 2 ) آنجا كه از ظرف خودش قلقل كنان ، زمزمه كنان مىريزد در شيشه .
( 3 ) گويى حجاج هستند كه ميان حطيم و زمزم دارند حركت مىكنند .
( 4 ) اديان يكى است ، فرق نمىكند ، اگر به دين احمد حرام است ، به دين مسيح بنوش .