تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
خود است ، اينجا نيز اميرالمؤمنين همان معنا را به تعبير ديگرى مىگويد : پسرم ! هرچه را كه از دست بدهى و بفروشى مىتوان براى آن قيمت گذاشت و در نهايت امر فروخت ، منتها قيمتها فرق مىكند : مثلًا يك الماس و برليان مانند كوه نور و درياى نور ، همهء اينها بالاخره ارزشى دارند ؛ هرقدر هم كه ارزش آنها بالا باشد نهايتاً به قيمت آنها مىتوان رسيد . هرچه داشته باشى قابل اين است كه بفروشى و در مقابل آن بهايش را دريافت كنى ولى يك چيز دارى كه اگر آن را بفروشى ، بهايى در همهء جهان براى آن پيدا نمىشود و آن خودت هستى ، يعنى همان نفس و جان و روحت ؛ اگر روحت را بفروشى و تمام دنيا و مافيها را به تو بدهند ، برابرى نمىكند : فَانَّكَ لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً . . فرزند بزرگوارش امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
اثامِنُ بِالنَّفْسِ النَّفيسَةِ رَبَّها * وَ لَيْسَ لَها فِى الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَمَنٌ
فقط يك چيز است كه مىشود با جان و نفس و « خود » من برابرى كند و آن خداست . جان را مىتوان به خدا فروخت و خدا را گرفت ولى در همهء مخلوقات عالم ، مُلك و ملكوت و دنيا و آخرت ، بهايى براى نفس پيدا نمىشود . على عليه السلام در همان نامه مىفرمايد : وَ لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً . . پسرم ! هرگز بندهء ديگرى مباش زيرا خدا تو را آزاد آفريده است . يك تعبير ديگر از نهج البلاغه براى شما نقل كنم و به عرايضم خاتمه دهم . على عليه السلام عبادتها را ارزشيابى مىكند و اين تعبير در احاديث زيادى آمده است ، مىفرمايد : مردمى كه خدا را عبادت مىكنند سه دسته هستند : بعضى خدا را از ترس عبادت مىكنند ؛ چون شنيده‌اند جهنم و عذابى هست ، خدا را عبادت مىكنند كه خدا آنها را معذب نكند ، فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ اين عبادت ، عبادت برده صفتان است ، يعنى حالت اينها حالت برده‌هايى است كه از ترس اربابشان كار مىكنند . اين ارزشى ندارد . بعضى ديگر خدا را به طمع بهشت عبادت مىكنند چون شنيده‌اند كه هركس امر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320 | مرتضى مطهرى