انسان تبديل به « كينونت » شود
كمال هدفى و كمال وسيلهاى
يك مطلب ديگر اين است كه اين آقايان اگزيستانسياليست بين هدف و وسيله اشتباه كردهاند . آزادى براى انسان كمال است ، ولى آزادى كمال وسيلهاى است نه كمال هدفى . هدف انسان اين نيست كه آزاد باشد ، ولى انسان بايد آزاد باشد تا به كمالات خودش برسد ؛ چون آزادى يعنى اختيار ، و انسان در ميان موجودات تنها موجودى است كه خود بايد راه خود را انتخاب كند و حتى به تعبير دقيقتر خودش بايد خودش را انتخاب كند .
پس انسان آزاد و مختار است ، ولى آيا چون آزاد و مختار است به كمال خودش رسيده است يا اينكه مختار است كه كمال خودش را انتخاب كند ؟ با آزادى ممكن است انسان به عاليترين مقامات برسد و ممكن است به اسفل السافلين سقوط كند .
موجود مختار يعنى موجودى كه افسارش را به دست خودش دادهاند ، يعنى گفتهانداى انسان ! تو فرزند بالغ اين عالم و اين طبيعت هستى ؛ همهء فرزندان ديگر ، نابالغاند و بايد سرپرستى شوند جز تو كه بالغ و مختار و آزاد هستى ،
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« 1 » ، ما تو را راهنمايى مىكنيم و اين خودت هستى كه بايد انتخاب كنى .
آزادى ، خودش كمال بشريت نيست ، وسيلهء كمال بشريت است ؛ يعنى انسان اگر آزاد نبود نمىتوانست كمالات بشريت را تحصيل كند . يك موجود مجبور نمىتواند به آنجا برسد . پس آزادى كمال وسيلهاى است نه كمال هدفى .
عصيان هم همينطور است . اينها از اينجا به اين نكته رسيدهاند كه چون انسان آزاد است مىتواند متمرد و عصيانگر باشد ، يعنى مىتواند در مقابل هر جبرى بايستد و آن را انكار و نفى كند . بعد خيال كردهاند كه خود عصيان و سرپيچى براى انسان كمال است و يك انسان آزاد انسانى است كه در مقابل هيچ چيزى تسليم نباشد و در مقابل همه چيز عصيان بورزد ، چون براى عصيان ارزش ذاتى قائل
هامش
( 1 ) انسان / 3