تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

پاسخ به چند اشكال ديگر

اما دربارهء مسئلهء ارزشها [ كه گفته‌اند ايمان به خدا سبب فراموش شدن ارزشهاى انسانى مىشود ] مىگوييم : غرق شدن در يك بيگانه سبب مىشود كه انسان ارزشهاى ذاتى خود را فراموش كند ، اما غرق شدن در آنچه كه عين « خود » او و كمال خود اوست ، موجب احياى بيشتر ارزشها در انسان مىشود و به همين دليل كسانى كه در مقامات عبوديت بالا مىروند ، همهء ارزشهاى انسانى در آنها قويتر مىشود : عقل در آنها قويتر مىشود ، عشق در آنها قويتر مىشود ، قدرت در آنها قويتر مىشود ، « ما » بودن با انسانها در آنها قويتر مىشود ، تمام ارزشهاى انسانى در آنها قويتر مىشود ، چون همهء اينها مظاهر ذات حق و صفات كماليهء حق هستند . عزت ، كرامت و مانند اينها صفات حق‌اند و وقتى كه انسان به خدا نزديك شد ، اين صفات كه ارزشهاى انسانى است در او بيشتر مىشود . اما دربارهء اينكه [ گفته‌اند تعلق به خداوند موجب توقف و ركود انسان است ، بايد گفت ] آنها خيال كرده‌اند كه خدا مثل يك درخت است و اگر كسى به خدا وابسته شد يعنى به يك موجود محدود بسته شده و نمىتواند از خدا عبور كند . خدا يعنى حقيقت نامتناهى . يك وقت انسان را در يك فضاى محدود مثلًا در فضاى صد فرسنگ در صد فرسنگ حبس مىكنند ، اين براى انسان محدوديت است ، چون انسان مىگويد من اين فضا را كه طى كردم آخرش محدوديت است . ولى اگر انسان را در فضاى لايتناهى قرار دهند او را محدود نكرده‌اند . فضاى لايتناهى توقف ندارد ، يعنىاى انسان ! تو اگر لايتناهى هم به روى باز به سوى كمال مىروى . خدا يك موجود نامحدود است كه اگر آن كاملترين بشرها ( يعنى خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله ) تا ابد نيز پيش برود ، سير او به پايان نمىرسد . خدا يك موجود پايان پذير نيست و اين تنها ميدان بىپايان بشر است . راجع به مسئلهء صلوات ، بحثى در ميان علماست كه ما كه صلوات بر پيغمبر مىفرستيم معنايش چيست و چه اثرى دارد كه در صلوات ، از خدا براى پيغمبر طلب رحمت و خير مىكنيم ؟ يك عده مىگويند : پيغمبر انسان كامل است ، پس اينكه براى پيغمبر طلب رحمت مىكنيم يعنى چه ؟ در جواب گفته مىشود : پيغمبر هم آناً فآناً در حال رفتن و حركت است و الى الابد هم كه برود ، اين راه به پايان نمىرسد . پس باز تعلق به ذات پروردگار هرگز منشأ اين نمىشود كه « صيرورت »