12 نقد وبررسى نظريهء مكتب سوسياليسم
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 1 » .
يكى ديگر از مكتبها در مورد انسان كامل ، مكتب سوسياليسم است . در اين مكتب ، نقص و كمال انسانيت در دو چيز خلاصه مىشود : نقص در آنجاست كه بشر هرچه بيشتر جنبهء فرديت داشته باشد و كمال انسانيت در جنبهء جمعى است ، به اين معنى كه انسان تا « من » است ناقص است و آن وقت كامل مىشود كه « من » از بين برود ولى نه به آن معنا كه عرفا « من » را از بين مىبرند . عرفا مىخواهند « من » را براى « او » از بين ببرند يعنى « من » به عنوان ضمير اول شخص ، منهدم و معدوم مىشود تا او ( ضمير سوم شخص ) آشكار و پيدا شود و البته منظور آنها از « او » خداست ؛ فانى شدن « من » در « او » يعنى فانى شدن انسان در خدا .
اين مكتب در اين جهت با مكتب عرفا شركت دارد كه طرفدار منهدم شدن و شكستن « من » است ، ولى نه براى اينكه « او » پيدا شود و ظاهر و آشكار گردد ، بلكه « من » از بين برود براى اينكه « ما » ( ضمير متكلم مع الغير ) پيدا شود . از نظر اينها
هامش
( 1 ) آل عمران / 64