مىگويد :
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ .
.
پس اين نوع رأفتها ، دل سوختنها و ترحمها ، ترحمهايى غيرمنطقى است ؛ يعنى قساوتهايى است به صورت ترحم و به عبارت ديگر اين نوع ترحم ، ترحم در يك مورد و قساوت در موارد ديگر است . اين نوع ترحمها را نبايد [ مانند ايستادگى در برابر شهوات و اميال نفسانى ، نوعى قدرت ] به حساب آورد .
بنابراين ، مكتب قدرت - كه دائماً دم از قدرت مىزند و مىگويد مرد برتر و انسان كامل بايد از قدرت كامل بهرهمند باشد و نقاط ضعف وجود خود را مسدود كرده باشد - گذشته از اينكه ساير ارزشهاى انسان را نشناخته است ، خود قدرت را هم نشناخته و معنى قدرت را نفهميده و حقيقت قدرت را ندانسته است
« قدرت واقعى » در احاديث
قدرت آن است كه انسان به كمك ديگران بشتابد . يك روح مقتدر آن است كه به فرزندان خود مىگويد : كونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلومِ عَوْناً « 1 » . على عليه السلام خطاب به دو فرزند عزيزش امام حسن و امام حسين ( عليهماالسلام ) مىفرمايد : فرزندان من ! هميشه قدرت و نيروى شما به كمك مظلوم و به ستيزهء با ظالم بشتابد . اين كار [ ناشى از ] قدرت است . اتفاقاً كينه توزىها ، حسادتها ، بدخواهىها و همين چيزهايى كه آقاى نيچه پيشنهاد مىكند ، همگى ناشى از ضعف است . آدمى كه دلش مىخواهد دائماً از همهء مردم انتقام بگيرد و بدِ همهء مردم را مىخواهد و آن كسى كه ساديسم دارد و هميشه مىخواهد آزارش به ديگران برسد ، كارهايش از قدرت نيست - آنطور كه آقاى نيچه گفته - بلكه ناشى از ضعف است . انسان هرچه مقتدرتر باشد ، حسد و كينهاش كمتر است .
جملهاى از امام حسين عليه السلام براى شما نقل مىكنم : الْقُدْرَةُ تُذْهِبُ الْحَفيظَةَ « 2 » .
جملهء خيلى عجيبى است و بر ملاحظات روانى بسيار دقيقى بنا شده است .
مىفرمايد : قدرت كينه را از بين مىبرد ؛ يعنى وقتى انسان در خودش احساس قدرت كند ، نسبت به ديگران كينه ندارد . در نقطهء مقابل ، آدمِ ضعيف است كه هميشه كينهء ديگران
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء 47
( 2 ) بلاغة الحسين ، ص 89