تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
را مىزنند . شما به صفحات حوادث روزنامه‌ها نگاه كنيد و اين صفحات را بخوانيد و ببينيد در اثر دزدى نه فقط اموال زيادى ربوده مىشود بلكه چقدر جنايتها و آدم كشىها واقع مىشود . اگر مجازات دزد در جاى خودش صورت گيرد و دزد مطمئن باشد و يقين داشته باشد كه اگر دزدى كند و به چنگال پليس و قانون بيفتد ، اين چهار انگشتش را قطع مىكنند و تا آخر عمر داغ اين جنايت روى بدنش هست [ هرگز دزدى نمىكند . ] به خدا اگر چند دزد و بلكه يك دزد اين گونه مجازات شود ، اصلًا درِ دزدى بسته مىشود . حاجيهايى كه در پنجاه شصت سال پيش مكه رفته‌اند مىدانند و كسانى كه خودشان در آن موقع نرفته‌اند شايد شنيده باشند كه در عربستان وضع دزدى به چه صورت بوده است . در آن زمان كه اتومبيل و هواپيما نبود ، قافله‌هاى حجاج با شتر و امثال آن حركت مىكردند و با اينكه مسلّح مىشدند و افراد نظامى همراه خود مىبردند ، از دو هزار نفر كمتر جرأت نمىكردند كه اين راهها را طى كنند . با همهء اين احوال سالى نبود كه شنيده نشود كه حراميها به قافله‌هاى حجاج شبيخون زدند و چقدر آدم كشتند و چقدر اموال مردم را بردند و چقدر از خود آنها كشته شدند ، ولى اين‌جور كشته شدن‌ها چون روى حساب احتمالات است جلو دزدى كسى را نمىگيرد . شايد سالى صدها دزد و صدها حاجى كشته مىشدند ولى اثرى نداشت . دولت سعودى لااقل همين يك كارش در دنيا خوب بود - حال به اينكه هزار كار بد دارد ، من كارى ندارم - و يكى دو سال اين كار را كرد ، يعنى انگشت دزد را بريد . دزدى را به عرفات يا منى و يا جاى ديگرى كه همهء حجاج بودند (
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
) آوردند و دست او را بريدند و بار ديگر اين كار را تكرار كردند . يك دفعه ديدند آن حراميان و عدهء ديگرى كه به علت گرسنگى « 1 » زياد دست به دزدى مىزدند ، اين عمل را ترك كردند و اساساً دزدى از بين رفت . مردم ديدند كه در همان سرزمين ، بار و چمدان حاجى مىافتد و چندين روز مىگذرد و احدى جرأت نمىكند به آن دست بزند يا با پايش آن را تكان دهد و در آخر كار ، صاحبش پيدا مىشود . اين براى آن است كه مجازاتى در جاى خودش صورت مىگيرد . قرآن
هامش
( 1 ) هنوز هم در عربستان آن گرسنه‌ها در جايى كه بايد گرسنه باشند گرسنه هستند ؛ شاهزاده‌هاى سعودى هستند كه پولدارند .