تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
چيزى نيست كه از توانايى جدا باشد و باطل چيزى نيست كه از ناتوانى جدا باشد . عدل و ظلم هم همين‌طور است : عدل ، توانايى و ظلم ناتوانى است . بنابراين اگر دو نفر با يكديگر درگير شوند و يكى از ديگرى تواناتر باشد ، آن فرد تواناتر از نظر اين مكتب ، هم كاملتر است هم نيكتر است ، هم حق است و هم عدل ، و آن كه مغلوب است و شكست خورده است به همين دليل كه مغلوب است ناقص و بد و باطل و ظلم است ؛ مغلوب بودن و ناتوان بودن يعنى نقص ، بدى ، باطل بودن و ظلم

اشكال اول مكتب قدرت

در اين مكتب دو اشتباه وجود دارد . يكى اينكه تمام ارزشهاى انسانى جز يك ارزش - كه همان قدرت است - ناديده گرفته شده است . در اينكه قدرت ، خود يك ارزش انسانى و در اصطلاح امروزيها يك
Valeur
« 1 » است و به اصطلاح فلاسفهء خودمان يك كمال است ، ترديدى نيست . قدرت بدون شك مساوى با كمال است اما نه اينكه كمال مساوى با قدرت است ، و لهذا حكما و فلاسفهء ما بعد از آنكه در مورد ذات واجب الوجود ثابت مىكنند كه او وجود محض است و وجود محض مساوى با كمال است ، هر چيزى را كه مساوى با كمال باشد براى ذات خدا با برهان اثبات مىكنند ، مىگويند يكى از آن كمالها قدرت است . قدرت ، فى حد ذاته كمال است ، بماهو هو كمال است ، همچنان كه علم و اراده و اختيار كمال است و همچنان كه حيات كمال است . بنابراين در اينكه قدرت ، خود يك كمال براى بشر است نبايد ترديد كرد . مكتبهاى ضعف گرا كه از ضعف تبليغ كرده‌اند قطعاً اشتباه مىكنند . ولى مسئله اين است كه قدرت ، تنها كمال نيست ، همچنان كه در ذات حق تعالى هم قدرت تنها صفت كماليه نيست . ذات حق صفات كماليه و اسماء حُسناى زيادى دارد . يكى از آن صفات كماليه ، قدرت و يكى از آن اسماء حسنى « قادر » است نه اينكه صفات كماليهء حق تعالى منحصر در قدرت باشد .
هامش
( 1 ) [ اين لغت ، فرانسوى و به معنى ارزش است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270 | مرتضى مطهرى