تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
انجام دهيد و اخلاق هم همينهاست ؛ اصلًا كار خوب هم همين است ! . بعضى مىگويند بهتر آن بود كه به دنيا نياييم . شايد چنين باشد ، نمىدانم . اما مىدانم كه خوب يا بد به دنيا آمده‌ام و بايد از دنيا متمتع شوم و هرچه بيشتر ، بهتر . مىگويد : من بايد هدفم اين باشد كه بتوانم هرچه بهتر خود را متمتع كنم و بيشتر از دنيا بهره ببرم ؛ هرچه كه مرا در رسيدن به اين مقصد كمك كند ، خوب و اخلاق است . اين همان فكرى است كه معاويه داشت و هميشه اين حرف را مىزد : ما در نعمتهاى دنيا غلت زديم . آنچه براى اين مقصود مساعد است اگرچه قساوت و بيرحمى و مكر و فريب و جنگ و جدال باشد خوب است و آنچه مزاحم و مخالف اين غرض است اگرچه راستى ، مهربانى ، فضيلت و تقوا باشد بد است . . . اين سخن باطل است كه مردم و قبايل و ملل در حقوق يكسانند و اين عقيده با پيشرفت عالم انسانيت منافى است . مىگويد : تساوى حقوق همهء انسانها غلط است ، زيرا سبب مىشود ضعيفها را در حد قويها نگه داريم و ديگر قويهاى بيچاره ! هم پيش نروند ؛ بگذار ضعيفها پايمال بشوند تا ميدان براى قوى باز شود ؛ وقتى ميدان براى قوى باز شد « انسان برتر » به وجود مىآيد . مردم بايد دو دسته باشند : يكى زبردستان و خواجگان و يكى زيردستان و بندگان ، و اصالت و شرف متعلق به زبردستان است و آنها غايت وجودند « 1 » و زيردستان آلت و وسيلهء اجراى اغراض ايشان مىباشند . . . هيئت اجتماعيه و مدنيت براى پيشرفت كار آن طبقهء شريف تشكيل شده است ،
هامش
( 1 ) يعنى خلقت براى آنهاست .