گذاشت « 1 » . . . بايد رأفت و رقّت قلب را دور انداخت . رأفت از عجز است ، فروتنى و فرمانبردارى از فرومايگى است ، حلم و حوصله و عفو و اغماض از بىهمتى و سستى است . مردانگى بايد اختيار كرد . بشر بايد به مرحلهء مرد برتر « 2 » برسد . مرد برتر آن است كه از نيك و بد برتر باشد « 3 » ، عزم و اراده داشته باشد .
در ميان فرنگيها مكتبهاى زيادى ظهور كرده است . خوشبختانه در ميان ما چنين مكتبهايى ( يعنى چنين وباهايى ) پيدا نشده است .
روح اروپايى همين است . اعلاميهء حقوق بشر را هم كه آنها مىدهند ، براى فريب ديگران است . تربيت اروپايى و اخلاق واقعى اروپايى يعنى اخلاق ماكياولى و نيچهاى . عملى كه استعمار در دنيا انجام مىدهد بر همين اساس است و روح فرنگى اعم از آمريكايى و اروپايى ، استعمار و همين اخلاق است . اگر جلو ما دم از حقوق بشر مىزنند و ما بدبختها گاهى آب دهان خودمان را قورت مىدهيم و مىآييم حرفهاى آنها را بازگو مىكنيم ، به خدا قسم اشتباه مىكنيم . ببينيد آيا كارى كه مثلًا آمريكا الآن در ويتنام مىكند غير از اجراى فلسفهء نيچه است ؟ عين همان است و هيچ چيز ديگرى نيست . اينها اين همه دم از انسانيت و انسان دوستى مىزنند و ما مىگوييم راسل چنين گفته است و سارتر چنين گفته است ، ولى هم راسل ته فكرش همين است و هم سارتر . تمام فرنگيها اساس فكرشان بر همين است . شايد خيلى افراد استثنايى پيدا شوند كه اينطور نباشند و احتمالًا در آنها هم خونى از مشرق زمين وجود دارد ؛ لابد مادرشان اهل مشرق زمين بوده ، و الّا نژاد اينها اين نژاد نيست ! .
نيچه مىگويد « 4 » :
هامش
( 1 ) به قول او اينها خيلى اسباب زحمت است !
( 2 ) همان انسان كامل ، ابرمرد و يا « سوپرمن » .
( 3 ) به قول مولوى :
هين مگو لاحول عمران زادهام .
من ز لاحول اين طرف افتادهام
( 4 ) باز خدا پدرش را بيامرزد كه عقيدهاش را بروز داده است !