تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
چونكه قدرت نيست خفتند آن رده * همچو هيزم پارها و تن زده
گاهى ديده‌ايد تعدادى سگ در جايى خوابيده‌اند و سرهايشان را روى دستهايشان گذاشته‌اند و چشمهايشان را روى هم گذاشته و آرام گرفته‌اند ، به طورى كه انسان خيال مىكند اينها تعدادى برّه و گوسفند هستند
تا كه مردارى درآيد در ميان * نفخ صور حرص كوبد بر سگان
چونكه در كوچه خرى مردار شد * صد سگ خفته بدان بيدار شد
اما اگر در اين بين يك لاشهء مردار پيدا شود ، همينهايى كه اين‌طور خوابيده‌اند و مثل گوسفند سرها را روى دستها گذاشته‌اند يك مرتبه از جا حركت مىكنند و چشمهاشان از قالب بيرون مىزند و صداى خُرخُر از حلق اينها بيرون مىآيد و هركدام از موهايشان مثل يك دندان مىشود
حرصهاى رفته اندر كتم غيب * تاختن آورد و سر برزد ز جيب
مو به موى هر سگى دندان شده * از براى حيله دم جنبان شده
تا اينجا مثَل است ، بعد مىگويد :
صد چنين سگ اندر اين تن خفته‌اند * چون شكارى نيستشان بنهفته‌اند
چه حقيقت بزرگى و چه نكتهء دقيق و باريكى است !

جهاد با نفس در قرآن و حديث

تا اينجا مطالب ، صددرصد درست و بسيار عميق و دقيق است و شواهد قرآنى و حديثى بسيارى ، اين مطالب را تأييد مىكند كه اگر بخواهم آنها را برايتان ذكر كنم خيلى مفصل مىشود . به‌طور اجمال عرض مىكنم كه هيچ شكى در اين مطلب نيست كه انسان ، گذشته از آن خود ابتدايىِ حيوانىِ خودمحورى كه فقط در فكر خودش است و از جنبهء مثبت يا منفى در فكر ديگران نيست ، كه اين يك حالت عادى است ، حالت آز و حرص دارد كه يك بيمارى عجيب است و همچنين دچار بيماريهاى مخفى و عقده‌هاى روحى و روانى مىشود . اينها همه در جاى خود درست است ، حال نتيجه چيست ؟ نتيجه اين است كه نفس را ، آنجا كه به صورت آز و حرص درمىآيد و آنجا كه آن ميلها به صورت سگهاى خفته‌اى در درون انسان مخفى مىشوند و آنجا كه نفس انسان حالت آن افعى را پيدا مىكند ، بايد از بين برد و جهاد با نفس كرد ؛ يعنى بايد با نفس امّارهء بالسوء ، كه اين تعبير هم از قرآن است ، اين
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 233 | مرتضى مطهرى