زمانى هردو جهان را به او مىدهى كه او اصلًا آنها را نمىخواهد . تا روزى كه تو را نشناخته ، همه چيز مىخواهد ولى در آن موقع به او نمىدهى . وقتى كه تو را شناخت ، همه چيز را به او مىدهى اما او در اين هنگام به هيچ چيز اعتنا ندارد ، چون تو را پيدا كرده است . ديگر نه دنيا را مىخواهد و نه آخرت را ، چون تو ما فوق دنيا و آخرت هستى .
حال بايد نظر اسلام را در اين زمينه بيان كنيم كه آيا « انسان كامل » عرفا با موازين اسلامى جور در مىآيد يا نه ، چون معلوم شد كه منظور عرفا از انسان كامل چيست . انسان كامل عرفا انسانى است كه به خدا مىرسد ؛ وقتى به خدا رسيد ، مظهر كامل همهء اسماء و صفات الهى مىشود و آيينهاى مىشود كه ذات حق در او ظهور و تجلى مىكند .
در مورد مكتب فلاسفه گفتيم آنچه كه فلاسفه آن را انسان كامل مىدانند ، از نظر اسلام انسان نيمه كامل است نه انسان كامل ، و بعد قسمتهاى مختلف را عرض كرديم كه در كدام قسمت مكتب فلاسفه مورد تأييد اسلام است و در كدام قسمت مورد تأييد اسلام نيست . در اينجا نيز به همان شكل بحث مىكنيم .
آيا در اسلام مسألهاى به نام تهذيب و تزكيهء نفس مطرح است ؟ بدون شك ؛ چون در متن قرآن اين مطلب مطرح است :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها . وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
« 1 » بعد از هفت قسم متوالى مىفرمايد : رستگارى مال مردمى است كه تزكيهء نفس كردهاند و بدبخت آن مردمى هستند كه نفس و روح و باطن خود را فاسد و تباه كردهاند
علم افاضى
آيا در اسلام تصفيهء نفس راهى است به سوى معرفت ؟ در اينكه قرآن مىگويد :
هركسى كه تزكيهء نفس كرد رستگار شد حرفى نيست ، ولى آيا اين تزكيهء نفس راهى به سوى معرفت حق است يا راه معرفت فقط دليل و برهان و استدلال يعنى همان راه حكما و فلاسفه است ؟ .
تا اين اندازه هم بدون شك مورد تأييد اسلام است . رسول اكرم صلى الله عليه و آله جملهاى دارد كه آن جمله را ، هم شيعه و هم اهل تسنن روايت كردهاند و از مسلّمات است .
هامش
( 1 ) شمس / 9 و 10