تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
به نام اين است مذهب من كه به نظر من كتاب خوبى است . گاندى در اين كتاب « 1 » مىگويد : من از مطالعهء اوپانيشادها به سه اصل پى بردم كه اين سه اصل براى من يك عمر دستورالعمل زندگى بود . اولين اصلى كه گاندى ذكر مىكند اين است : تنها يك حقيقت در عالم وجود دارد و آن شناختن نفس است « 2 » ، خودت را بشناس ! گاندى بر اساس همين مطلب ، به قدرى زيبا به دنياى فرنگ حمله مىكند [ آنجا كه ] مىگويد : « فرنگى دنيا را شناخته و خودش را نشناخته و چون خودش را نشناخته ، هم خودش را بدبخت كرده است و هم دنيا را » و عجيب در اينجا داد سخن مىدهد و سخنش فوق العاده عالى است . اصل دوم : هركه خود را شناخت ، خدا را هم مىشناسد و ديگران را هم مىشناسد . اصل سوم : فقط يك نيرو و يك آزادى و يك عدالت وجود دارد و آن نيروى تسلط بر خويشتن است . هركس بر خويشتن مسلط شد ، بر اشياء ديگر مسلط مىشود و درست هم مسلط مىشود . و تنها در دنيا يك نيكى وجود دارد و آن دوست داشتن ديگران مانند دوست داشتن خويش است و به عبارت ديگر ديگران را بايد مانند خود انگاريم . اينها مقصودشان از « معرفت » همان معرفة النفس ( شناختن خود ) است . مىدانيد در فلسفهء هندى مسئلهء « مراقبه » و در خود فرو رفتن مطرح است « 3 » . اساس فلسفهء هندى بر شناختن نفس و مراقبه و طرد خاطرات و كشف حقيقتِ « خود » است و از شناختن خود ، محبت پيدا مىشود . پس انسان كامل در اين مكتب يعنى انسانى كه خود را بشناسد كه اگر خود را شناخت ، بر خود مسلط مىشود و بعد كه بر خود مسلط شد ، نسبت به ديگران محبت پيدا مىكند . حال مىخواهيد اسم اين مكتب را « مكتب معرفت » بگذاريد و يا
هامش
( 1 ) ص 11 ( 2 ) در ترجمهء فارسى نوشته شده : و آن ، شناسايى « ذات » است . ولى در ترجمه اشتباه شده است . ذات و نفس خيلى به هم نزديك است ، اما « ذات » در فارسى اين معنا را نمىدهد . بايد در ترجمهء فارسى گفته مىشد : شناسايى نفس . ( 3 ) البته حالا به صورت رياضتهاى شاقّه و كارهاى جوكيها درآمده و چيزهاى ديگرى در آن پيدا شده است . من اينها را نمىگويم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 176 | مرتضى مطهرى