5 اجمال نظريات مكاتب مختلف دربارهء انسان كامل
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 » .
هر صاحب مكتبى كه مكتبى براى بشريت آورده است ، نظريهاى دربارهء كمال انسان و يا انسان كامل دارد . در آن چيزى كه به نام « اخلاق » ناميده مىشود « 2 » گفته مىشود اگر انسان داراى آن خصلتها باشد ، به مقام عالى انسانيت نائل شده است و اين خود تعبير ديگرى از انسان و الا ، انسان برتر يا انسان كامل است
مكتب عقل
بهطور كلى نظريات صاحبان مكاتب مختلف دربارهء انسان كامل در چند نظريهء اساسى خلاصه مىشود . يك نظر ، نظر عقليون يا اصحاب عقل است ؛ يعنى نظر كسانى كه به انسان بيشتر از زاويهء عقل مىنگريستهاند و گوهر انسان را همان عقل او مىدانستهاند و نه چيز ديگر . عقل هم يعنى قوّهء تفكر و قوّهء انديشيدن . فلاسفهء
هامش
( 1 ) جمعه / 2
( 2 ) مىگويند « اخلاق » فن است ، نه علم ؛ يعنى مربوط است به آنچه « بايد » ، نه به آنچه « هست » ؛ يعنى مجموع آن خصلتها كه انسان بايد و بهتر است آنچنان باشد .