تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
او به پدر تو فقط يك ضربه زده است ، به او يك ضربه بزن . اگر كشته شد ، شد و اگر كشته نشد ، نشد . باز هم سراغ اسيرش را مىگيرد : آيا به اسيرتان غذا داده‌ايد ؟ آيا به او آب داده‌ايد ؟ آيا به او رسيدگى كرده‌ايد ؟ كاسه‌اى شير براى مولى مىآورند ؛ مقدارى مىنوشد ، مىگويد : باقى را به اين مرد بدهيد تا بنوشد و گرسنه نماند . رفتارش با دشمن اين گونه است كه باعث شده مولوى بگويد :
در شجاعت شير ربّانيستى * در مروّت خود كه داند كيستى
اينها مردانگيهاى على عليه السلام است ، انسانيتهاى على عليه السلام است . على عليه السلام در بستر افتاده و ساعت به ساعت حالش وخيم‌تر مىشود و سموم روى بدن مقدس او بيشتر اثر مىگذارد . اصحاب ناراحتند ، گريه مىكنند ، ناله مىكنند ولى مىبينند لبهاى على خندان و شكفته است ، مىفرمايد : وَ اللَّهِ ما فَجَأَنى مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ كَرِهْتُهُ وَلا طالِعٌ انْكَرْتُهُ ، وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ « 1 » . به خدا قسم آنچه بر من وارد شده است چيزى كه براى من ناپسند باشد نيست . شهادت در راه خدا هميشه آرزوى من بوده و براى من چه از اين بهتر كه در حال عبادت شهيد شوم . وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ . مَثَلى مىآورد كه عرب با اين مثل خيلى آشنا بود . عرب در بيابانها و به‌طور فصلى زندگى مىكرد و وقتى در يك جا آب و علف براى حيوانات و حشمش پيدا مىشد ، تا وقتى كه آب و علف بود در آنجا مىماند ، بعد در جاى ديگرى آب و علف پيدا مىكرد و مىرفت . چون روزها خيلى گرم بود ، گاهى شبها براى پيدا كردن نقطه‌اى كه آب داشته باشد مىرفتند ، يعنى شبها دنبال آبگردى بودند ( قارب به چنين كسى مىگويند ) . حضرت به مردم مىگويد : اى مردم ! براى كسى كه در شب تاريك دنبال آب بگردد و ناگهان آب را پيدا كند ، چه سرور و شعفى دست مىدهد ؟ مَثَل من مَثَل عاشقى است كه به معشوق خود رسيده و مثل كسى است كه در يك شب ظلمانى آب پيدا كرده باشد
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند * وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء 23