تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
اثرش از هزار طبل و هزار شيپور و هزار نغمه و مارش نظامى بيشتر است . صدا زد : قَدِ اسْتَطْعَموكُمُ الْقِتالَ ، فَاقِرّوا عَلى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخيرِ مَحَلَّةٍ ، اوْ رَوُّوا السُّيوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْوَوْا مِنَ الْماءِ معاويه گروهى از گمراهان را دور خودش جمع كرده است و آنها آب را به روى شما بسته‌اند . اصحاب من ! تشنه هستيد ؟ آب مىخواهيد ؟ سراغ من آمده‌ايد كه آب نداريد ؟ مىدانيد چه بايد بكنيد ؟ شما اول بايد شمشيرهاى خودتان را از اين خونهاى پليد ، سيراب كنيد تا آنوقت خودتان سيراب شويد . بعد جمله‌اى گفت كه هيجانى در همه ايجاد كرد ، موت و حيات را از جنبهء حماسى و نظامى تعريف كرد : ايهاالناس ! حيات يعنى چه ؟ زندگى يعنى چه ؟ مردن يعنى چه ؟ آيا زندگى يعنى راه رفتن بر روى زمين و غذا خوردن و خوابيدن ؟ آيا مردن يعنى رفتن زير خاك ؟ خير ، نه آن زندگى است و نه اين مردن . فَالْمَوْتُ فى حَياتِكُمْ مَقْهورينَ وَ الْحَياةُ فى مَوْتِكُمْ قاهِرينَ « 1 » زندگى آن است كه بميريد و پيروز باشيد ، و مردن آن است كه زنده باشيد و محكوم ديگران . اين جمله چقدر حماسى است ! چقدر اوج دارد ! ديگر بايد به زور لشكر على عليه السلام را نگه داشت . با دو حمله رفتند و معاويه و اصحابش را تا چند كيلومتر آن طرف‌تر راندند . شريعه در اختيار اصحاب على عليه السلام قرار گرفت . جلو آب را گرفتند و معاويه بىآب ماند . معاويه شخصى را براى التماس فرستاد . اصحاب على عليه السلام گفتند : محال است . ما كه ابتدا نكرديم ، شما چنين كارى كرديد و حال ، ما به شما آب نمىدهيم . ولى على عليه السلام فرمود : من چنين كارى نمىكنم ، اين عملى است ناجوانمردانه ، من با دشمن در ميدان جنگ روبرو مىشوم ، من هرگز پيروزى را از راه اين گونه تضييقات نمىخواهم ، به دست آوردن پيروزى از اين راه شأن من و شأن هيچ مسلمان عزيز و با كرامتى نيست . اسم اين كار چيست ؟ اين را مىگويند : مروّت ، مردانگى . مروّت بالاتر از شجاعت است . چه خوب مىگويد ملّاى رومى در آن شعر - كه از بهترين اشعارى است كه در مدح مولى سروده شده است - آنجا كه خطاب به على عليه السلام مىگويد :
در شجاعت شير ربانيستى * در مروّت خود كه داند كيستى
در شجاعت شير خدا هستى اما كسى نمىتواند در مروّت ، تو را توصيف كند كه تو
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 51