قدم اول مسلمانى ماست . قدم اول ما اين است كه به خداى خود نزديك شويم و با نزديك شدن به خداى خودمان است كه ساير مسئوليتهايمان و از آن جمله مسئوليتهاى اجتماعى را مىتوانيم به خوبى انجام دهيم . كوشش كنيم كه اين گرايشهاى يكجانبه را - كه هميشه اسلام دچار درد گرايشهاى يكجانبهء ملت خودش بوده است - كنار بگذاريم ، تا دين دچار بيمارى گرايش يكجانبه نشود .
ارزش عبادت را هرگز كم نگيريم .
در لحظات آخر كه امام صادق عليه السلام در حال رفتن بودند ، دستور دادند همهء خويشان نزديك را جمع كردند . چشمهايشان را براى آخرين بار باز كردند و يك جمله گفتند و رفتند . جمله اين بود كه : لَنْ تَنالَ شَفاعَتُنا مُسْتَخِفّاً بِالصَّلوةِ « 1 » شفاعت ما شامل كسى كه نماز را كوچك بشمارد ، نمىشود
على عليه السلام در ساعات آخر عمر
شگفت انگيزترين دورههاى زندگى على عليه السلام در حدود چهل و پنج ساعت است .
على عليه السلام چند دوره زندگى دارد : از تولد تا بعثت پيغمبر ، از بعثت پيغمبر تا هجرت ، از هجرت تا وفات پيغمبر كه دورهء سوم زندگى على عليه السلام است و شكل و رنگ ديگرى دارد ، از وفات پيغمبر تا خلافت خودش ( آن بيست و پنج سال ) دورهء چهارم زندگى على عليه السلام است ، و دورهء خلافت چهارسال و نيمهاش دورهء ديگرى از زندگى اوست . على عليه السلام يك دورهء ديگرى هم دارد كه اين دوره از زندگى او كمتر از دو شبانه روز است و شگفت انگيزترين دورههاى زندگى على عليه السلام است ، يعنى فاصلهء ضربت خوردن تا وفات . انسان كامل بودنِ على عليه السلام اينجا ظاهر مىشود ، يعنى در لحظاتى كه مواجه با مرگ شده است « 2 » . اولين عكس العمل على عليه السلام در مواجههء با مرگ چه بود ؟ ضربت كه به فرق مباركش وارد شد ، دو جمله از او شنيده شد . يك جمله اينكه : « اين مرد را بگيريد » و ديگر اينكه : فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ قسم به پروردگار كعبه كه رستگار شدم ؛ به شهادت نائل شدم ، شهادت براى من رستگارى است .
على عليه السلام را آوردند و در بستر خواباندند . طبيبى به نام اثيربن عمرو را - كه از
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 3 / ص 16
( 2 ) شايد در جلسهء ديگرى اين را توضيح دهم كه يكى از معيارهاى انسان كامل چگونگى عكس العملش در مواجههء با مرگ است .