تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
مىفرمايد :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها . وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
« 1 » . اولين برنامهء قرآن تهذيب نفس و تزكيهء نفس است ؛ پاكيزه كردن روان از بيماريها ، عقده‌ها ، تاريكيها ، ناراحتيها ، انحرافها و بلكه از مسخ شدن‌هاست

انسان مسخ شده

مسئلهء مسخ شدن خيلى مهم است . مسخ يعنى چه ؟ شنيده‌ايد كه مىگويند در ميان امم سالفه مردمى بودند كه در اثر اينكه مرتكب گناهان زياد شدند ، مورد نفرين پيغمبر زمان خود واقع و مسخ شدند ؛ يعنى به يك حيوان تبديل شدند ، مثلًا به ميمون ، گرگ ، خرس و يا حيوانات ديگر . اين را « مسخ » مىگويند . حال ، اين مسخ به چه صورت است ؟ آيا « انسانها مسخ شدند » يعنى واقعاً حيوان شدند ؟ توضيحش را عرض مىكنم : يك مطلب [ مسلّم است ] و آن اين است كه انسان اگر فرضاً از نظر جسمى مسخ نشود ( تبديل به يك حيوان نشود ) به‌طور يقين از نظر روحى و معنوى ممكن است مسخ شود ، تبديل به يك حيوان شود و بلكه تبديل به نوعى حيوان شود كه در عالم ، حيوانى به آن بدى و كثافت وجود نداشته باشد . قرآن از
بَلْ هُمْ أَضَلُّ
« 2 » سخن مىگويد ، يعنى از مردمى كه از چهارپا هم پست‌تر هستند . مگر مىشود انسان واقعاً از نظر روحى تبديل به يك حيوان شود ؟ بله ، چون شخصيت انسان به خصايص اخلاقى و روانى اوست . اگر خصايص اخلاقى و روانى يك انسان خصايص و اخلاقىِ « 3 » يك درنده بود ، خصايص و اخلاقى يك بهيمه بود ، او واقعاً مسخ شده است ؛ يعنى روحش حقيقتاً مسخ و تبديل به يك حيوان شده است . جسم خوك با روح او تناسب دارد ، و انسان ممكن است تمام خصلتهايش خصلتهاى خوك باشد . اگر انسانى اين گونه باشد ، از انسانيت منسلخ شده و در معنى و باطن و از ديد چشم حقيقت بين و در ملكوت واقعاً يك خوك است و غير از اين چيزى نيست . پس انسان معيوب گاهى به مرحلهء انسان مسخ شده مىرسد . ما اينها را كمتر مىشنويم و شايد بعضى خيال كنند اينها مَجاز است و ديرتر باورشان بيايد ، ولى حقيقت است .
هامش
( 1 ) شمس / 9 و 10 ( 2 ) اعراف / 179 ( 3 ) [ صفت نسبى است ، به معناى آنچه مربوط و منسوب به اخلاق است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 105 | مرتضى مطهرى