تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
شخصى مىگويد : با امام زين العابدين عليه السلام در صحراى عرفات بوديم . از آن بالا كه نگاه كردم ، ديدم صحرا از حاجى موج مىزند . به امام عرض كردم : ما اكْثَرَ الْحَجيج الحمدللَّه چقدر امسال حاجى زياد است ! امام فرمود : ما اكْثَرَ الضَّجيجَ وَ اقَلَّ الْحَجيجَ « 1 » چقدر فرياد زياد است و چقدر حاجى كم است ! آن شخص مىگويد : من نمىدانم امام چه كرد و چه بينشى به من داد و چه چشمى را در من بينا كرد كه وقتى به من گفت : حالا نگاه كن ، ديدم صحرايى است پر از حيوان ، يك باغ وحش كامل كه يك عده انسان هم در لابلاى اين حيوانها حركت مىكنند . فرمود : حالا مىبينى ؟ باطن قضيه اين است . از نظر اهل باطن و اهل معنى ، اين مسئله امرى به واضحى اين چراغهاست . حال اگر ذهن متجددمآب بعضى از ما نمىخواهد قبول كند ، اشتباه مىكنيم . در زمان خود ما افرادى بوده و هستند كه مىتوانند حقيقت انسانها را درك كنند و ببينند . انسانى كه مانند يك بهيمه و چهارپا جز خوردن و خوابيدن و جز عمل جنسى [ فكر ديگرى ندارد ] و فقط در فكر اين است كه بخورد و بخوابد و لذت جنسى ببرد ، اصلًا روحش يك چهارپاست و غير از اين چيزى نيست . واقعاً باطن و فطرت چنين انسانى مسخ شده است ؛ يعنى خصلتهاى انسانى - كه دربارهء آن توضيح خواهيم داد - و انسانيت به كلى از او گرفته شده و بجاى آنها خودش براى خودش خصلتهاى حيوانى و خصلتهاى بهيمه‌اى و درندگى كسب كرده است . در سورهء مباركهء نبأ مىخوانيم :
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً . وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً . وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
« 2 » . در روز قيامت مردم گروه گروه مبعوث و محشور مىشوند . مكرر در مكرر پيشوايان دين گفته‌اند كه فقط يك گروه از مردم به صورت انسان محشور مىشوند . گروههايى به صورت مورچگان ، گروههايى به صورت بوزينگان ، گروههايى به
هامش
( 1 ) بحار ، ج 24 / ص 124 ( 2 ) نبأ / 18 - 20