ارزش اضافى
در صفحه 50 تحت عنوان « ارزش اضافى » مىگويد :
ما تا اينجا در مطالعه و تجزيه و تحليل قانون ارزش فقط سيستم اقتصاد ساده تجارى را در نظر گرفتيم « 1 » ، يعنى سيستمى كه در آن توليدكنندگان كم مايه مالك وسائل توليد هستند و از فروش محصول كار خود زندگى مىكنند . در چنين سيستمى مقصود از مبادله كالايى با كالاى ديگر آن است كه يكى از احتياجات آنى مبادله كنندگان را برآورده سازد .
اينك به مطالعه قوانين اداره كننده اجتماع سرمايه دارى مىپردازيم :
اگر مبادلاتى را كه در اجتماع كنونى صورت مىگيرد به نظر دقت بنگريم
هامش
( 1 ) اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه در قديم نيز از نيروى كار استفاده مىشد ، يعنى نيروى كار خريد و فروش مىشد . اجير گرفتن و استخدام براى كارهاى خانه و براى بنّايى و عملگى و بالاخره مزد دادن ، خواه آنكه اجير به حسب زمان و تمام وقت اجير شده باشد و خواه براى كار معين ، در قديم هم وجود داشته است . پس هرچند سرمايه نبوده ولى خريد و فروش نيروى كار بوده است . جواب اين است كه در قديم خريد نيروى كار از راه مزد ، به منظور تجارت نبوده كه مستلزم ارزش اضافى باشد و بدون ارزش اضافى عمل لغو باشد ، بلكه به منظور استفاده مستقيم از محصول عمل كارگر بوده است و مزد به اندازه ارزش نيروى كار نيز خلاف هدف و مقصد نبوده است . پس با رژيم سرمايه دارى جديد و تجارت جديد كه در آينده گفته خواهد شد شركت در اضافه ارزش است متفاوت است .