تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
است كه چرا اگر تقاضا بيشتر بود ، در مثال فوق يك جفت جوراب به 12 ريال به فروش مىرسد نه بيشتر ( مثلًا 64 ريال ) و چرا اگر عرضه زياد شد از حد معين پايين‌تر نمىرود ؟ ثانياً اگر ناگهان به واسطه پيشامدى ، مثلًا شيوع يك بيمارى ، تقاضا زياد شد ، با اينكه عرضه به قدر كافى از طرف همان كارگرها زياد مىشود باز قيمت بالا مىرود ؟ چگونه سطح ارزش ذاتى بالا مىرود ؟ به نظر مىرسد هنوز موضوع ارزش ذاتى كاملًا حل نشده است . صفحه 27 : . پس بنا بر آنچه گذشت « كار اجتماعاً لازم » به واسطه تكنيك متوسط اجتماع ، و چابكى متوسط ، و خبرگى متوسط كارگر و نيز شرايط متوسط كار تعيين مىگردد . ولى از طرف ديگر تكنيك اجتماع ، خبرگى كارگر و شرايط كار ، ثابت و بدون تغيير و در حال سكون نيستند . . . اگر مصرف آلومينيوم در سى ساله اخير هشت هزار برابر افزايش يافته است نبايد علت پايين آمدن بهاى اين فلز را در روابط عرضه و تقاضا جستجو كرد ، بلكه برعكس افزايش تقاضا نتيجه حتمى تنزل بهاست و علت اوليه پايين آمدن بها نيز تنزل ارزش يعنى تقليل زمان كار اجتماعاً لازم براى توليد مىباشد . ظاهراً مقصود اين است كه بر خلاف آنچه گفته مىشود كه تنزل نرخ معلول افزايش عرضه است و به نوبه خود علت كاهش عرضه نيز هست زيرا تقاضا هميشه از يك مقدار معين تجاوز نمىكند ، اين قضيه ثابت مىكند كه تقاضا ميزان ثابت ندارد و كاهش بها علت افزايش تقاضا مىشود و علت اوليه تنزل بها افزايش عرضه بر تقاضا نيست ، زيرا معلوم نيست عرضه بر تقاضا افزايش داشته باشد ، بلكه با اينكه عرضه و تقاضا معادل است چون زمان كار تقليل يافته و كار ملاك ارزش است خواه ناخواه بها تنزل پيدا كرده است . پس معلوم مىشود علت اصلى تعيين كننده بها عرضه و تقاضا نيست ، كار است . در صفحه 30 تحت عنوان « كار ساده و كار بغرنج » ميان كار ساده و كار تخصصى تفاوت قائل مىشود ولى حاصل تفاوت برمىگردد به علاوه شدن مدت كارآموزى متخصص . ولى اين جواب
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 451 | مرتضى مطهرى