تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
حال بشر مفيد باشد ، يعنى يكى از حوائج بشر را رفع كند يا در رفع آن دخيل باشد ، خواه آنكه آن حاجت ، مادى و معاشى باشد يا غير مادى ، و خواه آنكه عين يك شىء مورد استفاده واقع شود كه بهره‌مند شدن از آن مساوى است با نابودى آن ، مثل نان و ميوه ، و يا منفعت آن چيز ( منفعت به اصطلاح فقه ) ، يعنى وسيله واقع شود كه بدون اينكه عين مصرف شود انسان حظّ و بهره‌اى از آن ببرد ، مثل بهره‌اى كه انسان از ديدن منظره‌اى يا شنيدن آوازى « 1 » يا سكنى در خانه‌اى پيدا مىكند . ولى حقيقت اين است كه منفعت ( به اصطلاح فقهى ) هرچند قابل مبادله به مال هست ولى خودش مال و ثروت شمرده نمىشود . جمال يا آواز يا نطق ، وسيله جلب مال و كسب مال و قابل معاوضه به مال مىباشد ولى خود اينها مال و ثروت شمرده نمىشوند . پس شرط ماليّت اين است كه خود عين باشد . از آنچه گذشت معلوم شد كه شرط اول ماليّت اين است كه شىء ، مورد حاجت باشد ، شرط دوم اين است كه وافر و رايگان نباشد ، مثل نور و هوا . شرط سوم اين است كه قابل اختصاص باشد . اگر چيزى باشد كه افراد نتوانند به خود اختصاص دهند ، از اختيار افراد خارج باشد ، ولو آنكه وافر و بيش از مقدار لازم نباشد باز هم ماليّت ندارد ، مانند باران يا نسيم . در مورد شرط دوم مىتوان گفت كه شرطيت ندارد ، زيرا اگر چيزى فرضاً فوق العاده زياد باشد ولى افرادى قادر باشند آنها را تحت اختيار قرار دهند ، خواه ناخواه ماليّت پيدا مىكند ، همان طورى كه زمين و دريا اينچنين است . اگر افرادى قدرت پيدا كنند هوا را مانند دريا و زمين تحت اختيار خود قرار دهند ، خواه ناخواه هوا نيز ماليّت پيدا مىكند . و اگر بالعكس ، چيزى فقط به قدر لزوم يا كمتر از قدر لزوم باشد ولى قابل اختصاص نباشد ، مثل باران و نسيم ، ماليّت پيدا نمىكند . پس شرط سوم جانشين شرط دوم است . از آنچه گفته شد معلوم شد در اصل ماليّت ، كار دخالت ندارد . البته بسيار چيزهاست كه تا روى آنها كار نشود قابل استفاده نيست ، ولى بسيارى از چيزها قبل از آنكه روى آنها كار صورت بگيرد قابل استفاده مىباشند و ماليّت پيدا مىكنند ؛ و اشيائى كه بايد روى آنها كار صورت بگيرد ، از آن جهت كه بالقوه قابل استفاده
هامش
( 1 ) استفاده از آواز ، نوعى خاص است كه جداگانه بايد بررسى شود .