تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
رباخوارى استثمار است . خوب اين بيان را اگر قبول كنيم ، استثمار كمش يا زيادش ممنوع است . فرق نمىكند ، همين قدر كه استثمار و بهره كشى شد جايز نيست . ولى ايشان توضيح زيادى در اطراف اين مطلب ندادند كه چرا ربا گرفتن استثمار است .

نظريهء اول : سرمايه نمىتواند توليد سود كند

آقاى بهشتى همهء بياناتشان متكى بر اين مطلب بود كه اساساً سرمايه از آن جهت كه سرمايه است نمىتواند سود داشته باشد ؛ يعنى سود و ارزش فقط و فقط مربوط به كار است و بس ، سرمايه به هيچ شكل نمىتواند توليد سود كند . بنابراين ربا هم كه سود سرمايه است غير طبيعى است . آنوقت ايشان در مقام توجيه آن مواردى بودند كه از نظر اسلام ظاهر امر اين است كه سرمايه است كه توليد منفعت مىكند . اول وارد مسئله بيع شدند . خوب در بيع هم سود هست . آقاى مهندس بازرگان بيانشان اين طور بود : اسلام با سود مخالف نيست و قرآن مىگويد : احَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبوا . آن طور سود را ببريد ، اين‌طور سود را نبريد . ديگر بيش از اين توضيح نمىدهد . اما ايشان ( آقاى دكتر بهشتى ) مىگفتند : « اساساً سود مال كار است و بس ، و حقيقت بيع عبارت است از نوعى كار كه آن كار عبارت است از تصدى توزيع زيرا توليدكننده هميشه نمىتواند خودش موزّع هم باشد . ناچار ضرورت دارد افراد ديگرى واسطه باشند ميان توليد كننده و مصرف كننده ، كه اينها موزّع هستند . بيع كه اسلام آن را تجويز كرده ، در واقع نوعى فعاليت مفيد اقتصادى است كه شارع آن را مجاز دانسته است . ولى ربا كه كار نيست ، سود سرمايه است و سرمايه نمىتواند سود داشته باشد . » . همچنين ايشان مىخواستند مسئله اجاره را - گو اينكه بيان وسيعى در اين باره نداشتند - روى همان اساس استهلاك سرمايه توجيه بكنند ، به اين ترتيب كه گفتند : « اينكه صاحب ملك مال الاجاره مىگيرد نه اين است كه خانه از آن جهت كه خانه است و سرمايه است سودى دارد ، بلكه از آن جهت است كه خود خانه كه سرمايه است يك كار تجسم يافته است . يك وقت كار را انسان يك جا به ديگرى منتقل مىكند . اين مىشود بيع . يك وقت هم انسان كار را تدريجاً منتقل مىكند ، چون اين كار به تدريج مستهلك مىشود و از بين مىرود . وقتى كه انسان كار را تدريجاً به ديگرى منتقل مىكند اسمش مىشود اجاره . وقتى كه من خانه‌اى را به شما اجاره