به امورى كه ارزش واقعى دارند . فرض كنيد كه در زمان ما اسكناس نيست . طلا كه ارزش دارد ؛ به اعتبار اينكه يك فلز گرانبهاست . آيا در آنجا كه انسان طلا يا اشرفى خود را به كسى قرض مىدهد ، فرق نيست بين اينكه اين طلا يا اشرفى مال او باشد و در جريان باشد يا مال طرف باشد ؟ .
- اگر ارزشش ارزش پولى است فرق ندارد اما اگر خودش هم همان اندازه مىارزد يعنى اگر عنوان سكه نداشته باشد . . .
ما پله به پله عرض مىكنيم . اول فرض مىكنيم كه غير پول مثلًا گندم را به قرض مىدهيم . آيا شما قبول داريد كه فرق است بين اينكه من گندم را به طرف به قرض بدهم و ربا بگيرم ، و اينكه گندم را به او بدهم كه مال التجارهء خودش قرار بدهد و از او سود بگيرم ؟ يعنى اگر بخواهم سود بگيرم ، آيا هيچ فرق نمىكند كه از اين سود بگيرم يا از آن ؟ اگر مال التجاره تلف شد از چه كسى تلف شده ؟ .
- از كسى كه گرفت .
حتى در وقتى كه من به قرض ندادهام بلكه به عنوان مضاربه دادهام ؟ .
- مضاربه شركت است .
شركت در عين كه نيست ، شركت در سود است . من عرض مىكنم كه سرمايه يك وقت مال من ( قرض دهنده ) است و دارد كار مىكند ؛ يك وقت مال شماست و دارد كار مىكند و آنچه كه مال من است بر ذمّهء شماست . اينها با همديگر متفاوت است .
اما مثالى كه شما دربارهء زمين زديد و گفتيد اينها اجازه است . اينها اجازه است يعنى چه ؟ .
- يعنى عين ندارد .
يعنى كسى كه زمينى را مىخرد ، زمين مال او نيست ، اجازه را مالك است ؟ نه ، اينطور نيست . البته قيمت به عللى پايين مىرود يا بالا مىآيد ، يا به كلى چيزى از ارزش مىافتد . مثلًا جنسى كه در ايران توليد و در كشور ديگرى مصرف مىشود ، اگر امنيت راه از بين رفت ، قهراً قيمت آن سقوط مىكند . فرض كنيد در ايران ترياك توليد مىشود و در تركيه مصرف مىكنند و در ايران هم هيچ مصرف ندارد ؛ و در اينجا قيمتش مثلًا كيلويى هزارتومان است . يك مرتبه مانع خروج آن شدند . آيا ديگر ترياك ارزش ندارد و فقط همان اجازه يعنى مانع نبودن از طرف دولت است كه به آن ارزش مىدهد ؟ ! يعنى ارزش ، مال آن اجازه است نه مال ترياك ؟ ! يا ارزش مال
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٨٤