شىء است ولى وقتى كه موجبى پيدا شد ، ارزش را بالا مىبرد يا پايين مىآورد . يا مثلًا شما خانهاى را مالك هستيد . در نزديكى خانهء شما مؤسسهاى مثل حمام يا يك واحد سر و صدادار تأسيس مىشود ، قيمت خانهء شما را مىآورد پايين . يا برعكس اتوبانى كشيده مىشود ، ارزش خانهء شما را مىبرد بالا . اينها علل و عوامل است .
ارزش مال عين است . قيمت عين را امورى غير از كار گاهى مىبرد بالا گاهى مىآورد پايين ، نه اينكه ارزش مال آن اجازه است . اگر شهردارى اجازهء ساختمان [ در زمينى ] را گرفت ، چون جلوى استيفاى منافع از اين عين را گرفته قهراً قيمتش مىآيد پايين ، نه اينكه اصلًا قيمت ، مال آن اجازه است .
- اگر شهردارى اين اجازه را بگيرد ، منابع طبيعى هم بگيرد . . .
اگر كمونيستى شود و همهء مالها را بگيرند ، بديهى است كه همهء اموال از ارزش مىافتد . اين كه دليل نشد .
- علت اينكه شما مىگوييد اگر شهردارى اجازهء بنا را بگيرد ، ارزش زمين صفر نمىشود اين است كه مصارف ديگرى دارد اما اگر اختيار آن مصارف از مالك سلب شود . . .
هر عينى اگر مسلوب المنفعه شود يعنى تمام منافعى را كه به خاطر آن منافع ارزش پيدا كرده ، از آن بگيرند ، قهراً بلامنفعت مىشود . ولى اين معنايش اين نيست كه پس ارزش ، مال عين نيست .
- اگر اين كار بانك كه به صورت تعهد يكطرفه اعلام مىكند كه در پس انداز يا سپرده ، پس از مدت معين مبلغى اضافه مىپردازد ، اشكال داشته باشد ، اين ايراد را بايد به اسلام گرفت كه گفته است مستحب است هنگام پرداخت قرض ، مبلغى اضافه داده شود . در واقع بانك مىگويد من براساس اين حق شرعى قبلًا اعلام مىكنم كه يك مبلغ اضافه مىپردازم .
استاد : يعنى كارى به عنوان تشويق است ؛ نظير جايزه دادن . حالا اگر جايزه هم نداد نداد . فقط يك محرك است . البته تعهد و قرارداد دوطرفه نبايد در كار باشد .
- اينكه آقاى . . . گفتند زمين با اجازهء شهردارى ارزش پيدا مىكند درست نيست زيرا غير از ساختن بنا در زمين ، مىتوان در آن زراعت كرد يا
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٨٥