احتياج پيدا كردم ، در اين هزارتومان تصرف مىكنم ، بعد هزارتومان ديگر به او مىدهم . بنابراين فرق است ميان امانت و قرض پول ؛ يعنى همين قدر كه ما در پول به امانت داده شده تصرف كرديم و آن را تبديل به عين نموديم ، حكمش فرق مىكند . اگر من عين اين هزارتومان را در جيبم گذاشتم ، دست به آن نزدم و تلف شد ، ضامن نيستم اما اگر در آن تصرف كردم و بعد به جايش هزارتومان ديگر گذاشتم ، چنانچه آن هزارتومان تلف شود ، من ضامن هستم . پس ايندو با هم فرق مىكنند .
طبيعت امانت [ با طبيعت قرض ] متفاوت است ولى در اين گونه امانتها معمولًا امانتگذاران اجازهء تصرف مىدهند چون برايشان فرق نمىكند . اگر مثلًا فرش خانهاش را امانت بدهد ، اجازهء تصرف نمىدهد ، مىگويد من همان فرش را دوست دارم . ولى در مورد اينها معمولًا اجازه مىدهند نه اينكه در اينجا امانت با قرض يكى است . مسلّم دوتا است .
سؤال : يك استدلال عقلى دربارهء حرمت ربا فرموديد كه من درست متوجه نشدم . اصولًا پولى كه شما نزد كسى مىگذاريد ، آن پول مطرح نيست ، اجازهء مصرف پول و اعتبار مطرح است . اجازه خودش سرمايه است . اين اسكناسها نيستند كه مصرف مىشوند بلكه ارزش اين اسكناسهاست كه مصرف مىشود . و چه بسا كه آن پول به صورت چك باشد . مثلًا قيمت زمين ، اجازهء احداث ساختمان يا اجازهء كاشت و بهره بردارى از زمين است . زمين يك چيز عينى نيست . به همين دليل است كه وقتى شهردارى مىگويد در فلان منطقه اجازهء ساختمان نمىدهيم ، قيمت زمين آن منطقه نزديك صفر مىشود ؛ و وقتى مىگويد اجازه مىدهيم در اينجا ساختمان دوازده طبقه ساخته شود ، قيمت آن بسيار بالا مىرود . پول از نوع اجازه است پس عينى نيست . اگر دولت بگويد سكهها باطل است ، ديگر ارزشى ندارند . پول غير از جنس است . بنابراين پول ارزش اعتبارى دارد و كسى كه پول خود را قرض مىدهد ، در واقع اعتبارش را قرض مىدهد و اين كار ارزش دارد و مىتواند سود داشته باشد . به عبارت ديگر پول سرمايه است و هنگامى كه به قرض داده مىشود مىتواند مثل اجاره سود داشته باشد .
جواب : شما اولًا خلط كرديد ميان مسئله ارزش اسكناس و بحثى كه ما كرديم راجع
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٨٣