تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
در آيه ديگر مىگويد : وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ « 1 » هركه دلش مىخواهد ايمان بياورد ، ايمان بياورد ؛ هركه هم دلش نمىخواهد ايمان بياورد ، كافر باشد ، كافر زيست كند . پس اين آيه هم گفته است ايمان و كفر اختيارى است ، بنابراين اجبارى نيست . پس اسلام نمىگويد كه بايد به زور اينها را وارد اسلام كرد ، اگر مسلمان شدند بسيار خوب ، اگر مسلمان نشدند بكشيد ؛ بلكه مىگويد اختيار با خودشان ، هركه مىخواهد مؤمن بشود مؤمن بشود ، هركه نمىخواهد نه . آيه ديگر : وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَامَنَ مَنْ فِى الْارْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً افَانْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّى يَكونوا مُؤْمِنينَ « 2 » . خطاب به پيغمبر است . پيغمبر اكرم خيلى مايل بود مردم مؤمن بشوند . قرآن مىگويد زور در مورد ايمان معنى ندارد . اگر زور صحيح بود خدا خودش به اراده تكوينى خودش مىتوانست همه مردم را مؤمن كند ، اما ايمان يك امرى است كه بايد مردم انتخاب كنند . پس به همان دليل كه خود خدا با اراده تكوينى و اجباراً مردم را مؤمن نكرده و مردم را مختار و آزاد گذاشته است تو هم‌اى پيغمبر مردم را بايد آزاد بگذارى ، هركه دلش بخواهد ايمان بياورد هركه دلش نخواهد ايمان نياورد . آيه‌اى ديگر : قرآن خطاب به پيغمبر اكرم مىفرمايد : لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ الّا يَكونوا مُؤْمِنينَ اى پيغمبر ! تو مثل اينكه مىخواهى خودت را بكشى و هلاك كنى كه اينها ايمان نمىآورند ، اينقدر غصه اينها را نخور ، ما اگر بخواهيم با اراده تكوينى و به زور مردم را با ايمان كنيم كه راهمان باز است و آسان ، انْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ ايَةً فَظَلَّتْ اعْناقُهُمْ لَها خاضِعينَ « 3 » ما اگر بخواهيم ، از آسمان آيه‌اى نازل مىكنيم ، عذابى نازل مىكنيم ، به مردم مىگوييم يا بايد ايمان بياوريد يا با اين عذاب شما را هلاك مىكنيم ، همه مردم بالاجبار ايمان خواهند آورد . ولى ما اين كار را نمىكنيم چون مىخواهيم ايمان را مردم خودشان اختيار كنند . اين آيات باز نظر اسلام را درباره جهاد روشن مىكند كه هدف اسلام از جهاد آن نيست كه برخى مغرضين گفته‌اند كه هدف اسلام اجبار است كه هركس كافر است بايد شمشير بالاى سرش گرفت كه يا اسلام اختيار كن يا كشته مىشوى .
هامش
( 1 ) كهف / 29 ( 2 ) يونس / 99 ( 3 ) شعراء / 3 و 4