جنگ با توده مردم جايز نيست ، توده مردم كه گناهى ندارند ، توده مردم بىخبرند ، ولى آيا با آن رژيم فاسدى كه يك اعتقاد پوسيدهاى را تكيه گاه خود قرار داده و از آن مانند زنجيرى بر گردن مردم استفاده مىكند و مانع نشر دعوت اسلام در ميان آن مردم است جنگيدن جايز است كه اين مانع از سر راه ملت برداشته بشود يا نه ؟ و در واقع با اين محيط اختناق ، مبارزه كردن جايز است يا جايز نيست ؟ از نظر اسلام اين هم جايز است براى اينكه خود اين يك نوع قيام در برابر ظلم است ، گو اينكه خود اين مظلوم بسا هست به اين ظلم توجه ندارد ، او تقاضا نكرده است . ولى لزومى ندارد تقاضا شده باشد .
آيا تقاضاى كمك لازم است ؟
مسئله تقاضا هم مسألهاى است ، كه آيا مظلوم اگر تقاضاى كمك كرد كمك دادن بر ما جايز يا واجب است ، يا حتى اگر تقاضاى كمك هم نكند بر ما جايز بلكه واجب است ؟ لزومى ندارد تقاضاى كمك كند ؛ همين قدر كه در واقع آن مظلوم ، مظلوم باشد كه اين ظلم يك سدى و مانعى براى سعادت او به وجود آورده است و نمىگذارد از دعوتى كه سعادت آن مردم در آن دعوت است آگاه شوند و اگر بشنوند و آگاه شوند خواهند پذيرفت ، اسلام مىگويد اين مانعى را كه به صورت دولت در مقابل توده مردم وجود دارد مىتوانيد بزنيد و برداريد .
جنگهاى صدر اسلام
بسيارى از جنگهايى كه در صدر اسلام واقع شد تحت همين عنوان بود . مسلمين كه مىآمدند بجنگند مىگفتند : ما با تودههاى مردم جنگى نداريم ، با حكومتها مىجنگيم براى اينكه تودهها را از ذلت و بردگى اين حكومتها نجات بدهيم . رستم فرخزاد از آن عرب مسلمان پرسيد كه هدفتان چيست ؟ او گفت : « لِنُخْرِجَ الْعِبادَ مِنْ عِبادَةِ الْعِبادِ الى عِبادَةِ اللَّهِ » هدفمان اين است كه بندگان خدا را ، اين مردمى كه شما به لطائف الحيل و به زور در زير يوغ بار بردگى و بندگى خودتان كشيدهايد ، از بندگى و بردگى شما بيرون بياوريم و آزادشان كنيم و بنده خداى متعال و بنده خالقشان بكنيم نه بنده بشرى مثل خودشان .
پيغمبر اكرم در نامهاى كه به اهل كتاب نوشت مخصوصاً اين آيه قرآن را