تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
جلسه آمد احترام كن و اگر نيامد نه . مىگويند قاعده اقتضا مىكند كه مطلق را حمل بر مقيد بكنيم يعنى بگوييم آنجا هم كه مطلق را ذكر كرده مقصود همين مقيد بوده است .

مطلق و مقيد در آيات جهاد

حال ، از جمله مطلق و مقيدها اين است كه در قرآن يك جا ( مثل اينجا ) داريم : قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الاخِرِ اين مردمى كه به خدا و به قيامت و به هيچ دين حقى ايمان ندارند و هيچ حرام خدا را حرام نمىشمارند ، با اينها بجنگيد . ولى در آيهء ديگر داريم : قاتِلوا فى سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلونَكُمْ « 1 » با آنان كه با شما مىجنگند بجنگيد . آيا مقصود اين است كه در اينجا هم كه گفته بجنگيد يعنى در وقتى كه آنها درصدد جنگ با شما هستند ؛ يا نه ، در اينجا مطلق است ؛ چه بخواهند با شما بجنگند چه نخواهند بجنگند و چه تجاوزى بر شما وارد كنند چه وارد نكنند ، بجنگيد ؟ . اينجا ممكن است دو نظر بدهيم . يك نظر اين است كه بگوييم مقصود مطلق است . چون اهل كتاب مسلمان نيستند ما مجازيم كه با آنها بجنگيم . با هر كسى كه مسلمان نيست ما مجازيم بجنگيم تا آنجا كه آنها را خاضع كنيم . اگر غير مسلمان اهل كتاب نيست بايد با او بجنگيم تا مسلمان شود يا كشته گردد ، و اگر اهل كتاب است بايد بجنگيم تا مسلمان بشوند يا مسلمان نشوند و در برابر ما تسليم بشوند و جزيه بپردازند . اگر كسى بگويد مطلق را بايد گرفت ، اين‌جور مىگويد . ولى اگر كسى بگويد مطلق را بايد حمل بر مقيد كرد ، مىگويد : نه ، با كمك آيات ديگرى كه در قرآن داريم كه موارد مشروعيت جهاد را ذكر مىكند مىفهميم كه مقصود مطلق نيست . موارد مشروعيت جهاد كجاست ؟ مثلًا از جمله اين است كه آن طرف بخواهد با شما بجنگد و يا اينكه مانعى براى نشر دعوت اسلامى ايجاد كند ، يعنى سلب آزادى دعوت بكند و مانع نشر دعوت بشود و در واقع سدى و مانعى ايجاد كند . اسلام مىگويد اين سد و مانع را بشكن . و يا اينكه آنها يك قومى را در تحت ظلم و شكنجه خودشان قرار داده باشند ، شما با اينها بجنگيد براى اينكه مظلومينى را از چنگال آنها نجات بدهيد ، كه در آن آيه مىفرمايد : وَ ما لَكُمْ لاتُقاتِلونَ
هامش
( 1 ) بقره / 190